تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1172

مساهمون:

ص١١٧٢
ايشان كفر است ، و شرك و تمامى معنى سماع به آخر كتاب ياد كنيم ان شاء الله تعالى . « و ايثار الايثار ان يؤثر على نفسه غيره بالايثار ليكون فضل الايثار لغيره » . و ايثار ايثار آن باشد كه كسى ديگرى را بر خويشتن ايثار كند تا فضل ايثار آن كس را باشد نه او را ، و معنى اين سخن ، و الله اعلم ، آن است كه [ 54 ب ] خود را از همه خلق كمتر داند . و چون اعتقاد او چنين باشد بهتر از خويشتن را بر خويشتن مقدم دارد دو معنى را : حرمت بهترى او را ، و باطن نيكو را ، تا خويشتن به طفيل او روا كند ، از بهر آنكه همه تبعان به متبوع روا گردند ، و همه لاحقان به سابقان راه يابند . پس هر نيكويى كه داند كه از حق به خلق رسد دينى و دنياوى ديگران را بر خويشتن ايثار كند ، از بهر آنكه اگر خويشتن را خواهد تهمت حسد باشد ، او بگذارد تا آن‌كس بيابد . و چون غير خويش را خواهد نشان شفقت باشد . اگر آن كس بيابد و او نيابد به شفقت او بر آن مسلمان آن مسلمان را نيك آيد ، و دليل اين قول خدا است كه مىگويد :
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
. و از كعب احبار رضى الله عنه حكايتى است كه چون او به جماعت حاضر آمدى به صف آخر بيستادى . او را سؤال كردند . گفت من در كتابهاى پيغامبران عليهم السلام بخوانده‌ام كه در اين امت كسانى باشند كه چون نماز به جماعت كنند سر بر سجده نهند هنوز سر برنداشته باشند كه خداى عز و جلّ ايشان را بيامرزيده باشد . و هر كه از پى ايشان ايستد به ايشان بخشد و مرا محل اين نيست ، به آخر مىايستم تا مگر به طفيل ايشان آمرزيده گردم . اما معنى ايثار ايثار آن باشد كه چون تو با كسى نيكوى خواهى كردن او را بر خويشتن ايثار كنى ، و اگر كسى ديگر نيكوى خواهد كردن نشتابى ، تا سابق آن مسلمان باشد و فضل سبقت او را خواهى ، و تو خود به اين شفقت فضل سبقت بيابى ، و آن مسلمان را نيك افتد . و مانند اين حكايتى است كه ابو عثمان استاد خويش را ابو حفص