تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1170

مساهمون:

ص١١٧٠
« و فهم السماع ان يسمع بحاله لا بالعلم فقط » . گفت فهم سماع آن باشد كه به حال شنود نه به علم . و معنى اين سخن ، و الله اعلم ، آن است كه ميان او و خدا به سر حالى باشد كه هر چيز كه شنود بر آن حال شنود نه به علم . يعنى به آن ننگرد كه حرمت و اباحت به علم چيست ، لكن بنگرد كه حال من در باطن با خدا چيست ، از بهر آنكه بسيار سماع هست كه به ظاهر علم آن مباح است ، چون صحت حال باطن نباشد حرام گردد ، و بسيار حرام است به ظاهر كه چون صحت حال باطن باشد حلال گردد . و اين را در شريعت دلايل است . نبينى كه نزديك امام ابو حنيفه رضى الله عنه مثلث چون تداوى را باشد حلال باشد ، و چون لهو و طرب را باشد حرام باشد . عين يك عين به اختلاف احوال حكمش مختلف گشت . و به نزديك ابو يوسف بول ما يوكل لحمه يجوز شربه للتداوى و لا يجوز استعماله به غير ذلك . عين يك عين حكمش مختلف براى اختلاف احوال و اباحت ميته در مخمصه‌اى همچنين . و اين را نظاير بسيار است . چون اين اصل بدانستيم به سماع بازگرديم . كس باشد كه او را سماع مباح معصيت گردد . و نيز باشد كه كفر گردد . چون سماع قرآن كه با غفلت معصيت گردد و با استخفاف كفر . سماع قرآن مباح به ذات خويش در شريعت ، و دليل اين قول خدا است كه مىگويد :
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
. همان قرآن اهل حرمت را شفا گشت و اهل بىحرمتى را خسارت . و باشد كه كسى بينى سماع كند و آن بيت سماع كردن در اصل شريعت معصيت نه ، او را معصيت گردد . چون به لهو سماع كند باشد كه كفر گردد . چون به تشبيه سماع كند و باشد كه توحيد گردد چون به حال و محبت سماع كند . و اين چنان است كه شبلى رحمة الله عليه روزى جايى بگذشت . مغنىاى [ 54 الف ] سرود مىگفت ، اين بيت ياد كرد كه : كل ذنب لك مغفور سوى الاعراض عنا . بانگى بزد و بىهوش گشت . چون به هوش باز آمد ، او را گفتند از كجا سماع كردى ؟ گفت از قول خدا كه مىگويد :
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1170 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى