تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1162

مساهمون:

ص١١٦٢
ترجمهء عبارت از او مقصر آيد . در اين سخن باز مىنمايد كه عبارت خلق مقصر آيد از اظهار معنى باطن ، لكن آن معنى را به اشارت باطن پوشيده حاصل كنيم . و از اين حاصل كردن مراد عين تحصيل نيست از بهر آنكه تحصيل در محصل افتد ، و محصل متصرف فيه باشد ، و آن معنى حق تعالى است ، و در حق تصرف محال است ، لكن حاصل كردن به اشارت معنى او آن است كه به اشارت بنماييم كه مراد ما چيست . آن نمودن مراد است نه حاصل كردن حق است . و از اين نكوتر سخنى است اگر محصل را كه حاصل آمده است به تحصيل خويش حاصل آمده است تا ديگران را حاصل آرد ، و اگر او خود در اين حصول مختار نيست ، چيزى كه او را در آن خبر اختيار نيست ، هم در وجود و هم در عدم اگر او را معدوم است ديگران را موجود چگونه گرداند ؟ ! و اگر او را موجود است بىاختيار او موجود است به اختيار خويش ديگران را چگونه موجود گرداند ؟ ! و از اين نيكوتر هست و آن آنست كه اگر چنان كه ديگران را حاصل است چنان كه او را حاصل است بيان و عبارت در ميان لغو است . و اگر ايشان را حاصل نيست به عبارت ناحاصل حاصل نگردد و غايب حاضر نگردد . و از اين نكوتر هست و آن آنست كه اشارت و عبارت نمودن است . ديدن سر را است ، همچنان‌كه به ظاهر نمودن نماينده سود ندارد . تا نگرنده بينا نباشد عبارت و اشارت سود ندارد تا سر مكشوف نباشد . و در اين قول خدا دليل است كه مىگويد :
أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ
. و نيز گفت :
أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ لَوْ كانُوا لا يُبْصِرُونَ
. و شك نيست كه عبارت همه معبران در جنب عبارت مصطفى گنگى است ؛ و نمودن همه نمايندگان در جنب نمودن مصطفى عليه السلام نابينايى است ؛ و علم همه عالمان در جنب علم مصطفى جهل است ؛ و كشف همه مكشوفان در جنب كشف مصطفى حجاب است . چون كران را عبارت او نشنوانيد ، و چون نابينايان را نمودن او ننمود غير او كه قاصر است اولاتر . و در زير اين رمزى است و آن [ 51 ب ] معزولى خلق است از