چون اين قائل كه او را اشراف نيست بر مقام مستمعان از مقام خويش عبارت كند و نفى و اثبات كند . باشد كه در ميان آن مستمعان كسى باشد كه از اين مقام خبر ندارد . آنچه او نفى كند نزديك اين مستمع مثبت باشد يا آنچه او اثبات كند نزديك اين مستمع منفى باشد بر آن مستمع ستم آيد ، از بهر آنكه اثبات و نفى قائل توحيد است و مستمع نفى و اثبات او را منكر گردد و حق را منكر گشته باشد ، و انكار حق كفر است . و همچنانكه محق را انكار حق روى نيست ديگران را به انكار حق آوردن روى نيست .
و جملهء اين سخن ببايد دانستن كه همچنانكه شريعت ظاهر مختلف باشد به اختلاف احوال خلق يا به اختلاف ازمان ، و از او ناسخ و منسوخ باشد ، آنگاه كه حق تعالى صلاح در اثبات چيزى داند به وى امر كند . چون صلاح در نفى آن چيز داند از او نهى كند ، آن تغيير از بهر تغيير صفات حق نيست ، لكن از بهر تغيير صفات خلق است ، محال باشد كه بر ضعيف همان نهند كه بر قوى ، يا از قوى همان خواهند كه از ضعيف . و همان حكمت كه بر قوى تغليظ و تشديد واجب كند عين همان حكمت بر ضعيف تخفيف واجب كند .
و التغيير على الخلق لا على الحق . چون اين معنى در شريعت ظاهر بدانستى به حقيقت باطن بازگردد . حكم باطن هم بر اين معنى است .
اختلاف احوال باطن بيشتر از اختلاف احوال ظاهر است . از بهر آنكه آن چيز كه ظاهر همه خلق اثبات كند مشاهدت باطن به يك [ 48 ب ] نظرت نفى كند ؛ و آنچه ظاهر همه خلق نفى كند مشاهدت باطن به يك نظرت اثبات كند . همچنانكه حق تعالى شريعت مختلف مىدارد صلاح ظواهر را ، احوال باطن مختلف مىدارد صلاح بواطن را . تا يكى را به مقامى رساند كه در آن مقام او را همه اثبات بايد صلاح توحيد را . و يكى را به مقامى رساند كه در آن مقام او را همه نفى بايد صلاح توحيد را . خائفان را بر مقام خوف مىدارد كه صلاح توحيد ايشان خوف است . اگر به وى رجا يابند زنار بندند . و
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1154
مساهمون: محمد روشن
ص١١٥٤