تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1133

مساهمون:

ص١١٣٣
يا نجاست حكم . و هر دو ببايد شست تا خدمت درست آيد . پليدى سر نيز بر دو نوع است : يكى صحبت نفس ، ديگر صحبت خلق . [ صحبت خلق ] برابر نجاست عين است و صحبت دنيا [ 40 ب ] و نفس برابر نجاست حكم . و حكم دنيا چون حدث است و نفس چون جنابت . تا از هر دو نجاست و حدث نفس را نشويى خدمت را نشايى . و نيز تا همچنين سر را از اين هر سه نشويى قربت را نشايى . « و هذا هو علم المعرفة » . و علم معرفت اين است كه ياد كرديم كه همه معانى مفترق را يك معنى گرداند و همه هموم مختلف را يك هم و يك همت گرداند ، آنگاه عارف به كمال گردد و خلق را به صفت عجز و ضعف بيند . و مثال دنيا به حقيقت بداند و اعراض آرد ، و حق را جل جلاله به صفت قوت و قدرت و بقا و قهر به حقيقت بداند و به وى اقبال آرد و عارف گردد . چنان كه نيز او را خاطر خطا نيفتد . از بهر آنكه خطا در حال كثرت افتد و در يكى هرگز خطا نيفتد : و من كان له واحد امن من الغلط و من تمسك بالواحد لم يقع فى الخطأ . دو بايد تا يكى خطا باشد و يكى صواب ، چون يكى باشد دو صفت تضاد بر او روا نباشد . « ثم وراء هذا علوم الخواطر و علوم المشاهدات و المكاشفات » . و از پس اين كه ياد كرديم علم خاطر باشد و علم مشاهدات و مكاشفات . و ترتيب علوم بر اين اصل نهاد كه ياد كرديم . اول علم توحيد كه اصل همه علومها است . باز علم شريعت كه فرع توحيد است ؛ و صحت آن دليل باطن است . باز علم حكمت ، و آن شناختن نفس است ، و رياضت كردن او و راست كردن اخلاق او ، و حذر كردن از كيدهاى عدو و شناختن كيد او ، و فتنهء دنيا و احتراز كردن او باز علم معرفت ، و آن ترك دنيا است و اعراض كردن از او و با صلاح آوردن اخلاق نفس و حواس نگاه داشتن و سر پاك كردن و خاطر نگاه داشتن ، و شرح اين همه گذشته است . پس بعد از اين علم خواطر و مشاهدات و مكاشفات پديد آيد ، و اين از بهر آن است كه تا همت پراگنده باشد و سر آلوده باشد ، و خاطر به همه چيزى مشغول باشد تا آنچه در سر پديد آيد و ديدار