تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1125

مساهمون:

ص١١٢٥
قالوها عصموا منى دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم على - الله تعالى . و نيز مذهب اهل سنت و جماعت آن است كه كفار به شرايع مخاطب نيستند ، و اگر كافرى پس از صد سال ايمان آرد بر او قضاى نماز و روزه واجب نيايد آن روزگار گذشته را . پس پديد آمد كه توحيد و معرفت اصل است و شريعت فرع او است ؛ و فرع به ناكردن درست نيايد مگر بر اصلى صحيح . و اصل شايد كه قائم شود بىفرع . و هرگز فرع بىاصل قائم نشود . و روا باشد كه چون بنده را اصل درست باشد به تقصير در فرع تجاوز افتد و به تقصير در اصل هيچ تجاوز نيفتد . از اين معنى گفتيم كه علم توحيد و معرفت مقدم بايد . چون اين درست گشت آنگاه علم شريعت بر او بنا كنند . [ 37 ب ] « على طريق الكتاب و السنة و اجماع السلف الصالح عليه القدر الذى يتيقن بصحة ما عليه اهل السنة و الجماعة » . گفت اين توحيد و معرفت كه استوار كند و شريعت بر او بنا كند از روى كتاب و سنت بايد و اجماع امامان پيشين . يعنى بنگرد تا آن را در كتاب اصل يابد ، اگر يابد قبول كند و اگر نيابد در سنت بجويد . و اگر نيابد بنگرد كه اجماع سلف بر چيست . از بهر آنكه هركس كه به وقتى نزديكتر به علم آن وقت عالم‌تر ، و سلف صالح به زمان شريعت نزديكتراند ، لاجرم عالم‌تر باشند به احوال رسول و صحابهء او عليه - السلام و عليهم الرضوان . و چون بر چيزى اجماع كنند دليل باشد كه حق آن چيز نزديك ايشان درست گشته باشد پس از آنكه پيغامبر گفت عليه السلام : لا تجتمع امتى على الضلالة . و طريق اجماع طريقى است مسلوك چون جادهء شرع ، و هركه بر طريق مسلوك باشد هرگز گم نگردد ، و هركه بر زوايا رود زود باشد كه راه گم كند . « فان وفق لما فوقه من نفى الشبه التى تعترضه من خاطر او ناظر فذاك » . و اگر توفيق يابد كه پيشتر رود يا برتر رود در علم آموختن تا شبهتهايى كه او را در خاطر افتد از خود دور كند روا باشد ، و