و نه وجوه خدمت خدا را شناسد ، مخذول بماند . و اگر جهد كرد و حاصل كرد و استعمال نكند بر او حجت و و بال گردد . خسر الدنيا و الآخرة ، گردد . و اين دليل است [ 37 الف ] كه در دو جهان از اين بزرگتر نعمتى ديگر نيست . فان كل ما كان اعرف فى نفسه كان اشد على طالبه . و علم شريعت كه بنده را ظاهر خويش به آن راست مىبايد كردن به اين صعبى است ، و علم حقيقت كه از بهر وجود حق مىبايد چگونه صعب نباشد ؟ !
« فاول ما يلزم العبد الاجتهاد فى طلب [ هذا ] العلم و احكامه على قدر ما امكنه و وسعه طبعه و قوى عليه فهمه » . و اول چيزى كه بر بنده لازم شود آن است كه جهد كند در طلب علم شريعت و استوار كردن او بر آن اندازه كه قدرت او باشد و طبع او آن را طاقت دارد .
و اين ، و الله اعلم ، از بهر آن است كه صحت باطن تصحيح ظاهر لازم كند ؛ و تصحيح ظاهر نباشد مگر به علم شريعت . و تا علم شريعت حاصل نيايد عمل مستقيم نگردد و تا استقامت اعمال نباشد باطن مستقيم نباشد . و از اين معنا است كه پيغامبر عليه السلام گفت : اطلبوا العلم و لو بالصين . و نيز در خبر است كه : قليل بعلم خير من كثير به غير علم . [ باز گفت ] :
« بعد احكام علم التوحيد و المعرفة » . و گفت اين علم شريعت كه بر بنده واجب كرد طلب كردن آن پس از آن واجب گردد كه نخست علم توحيد و معرفت محكم كرده باشد ، از بهر آنكه علم توحيد و معرفت اصل است و علم شريعت فرع ، و فرع را بر اصل بنا كنند .
نبينى كه انبياء عليهم السلام نخست بندگان را به توحيد دعوت كردند چنان كه در خبر معاذ آمده است كه پيغامبر عليه السلام چون او را به يمن فرستاد گفت : انك تأتى اقواما هم اهل كتاب فاذا اتيتهم فادعهم الى شهادة ان لا إله الا الله فان هم اطاعوك فاعلمهم ان الله تعالى فرض عليهم خمس صلوات فى اليوم و الليلة . اول به توحيد دعوت كرد ، چون به توحيد اجابت آمد به شريعت دعوت كرد . و نيز عصمت انفس و اموال به توحيد آمد نه به شريعت . چنان كه پيغامبر عليه السلام گفت : امرت ان اقاتل الناس حتى يقولوا لا إله الا الله فاذا
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1124
مساهمون: محمد روشن
ص١١٢٤