تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1121

مساهمون:

ص١١٢١
صحت باطن نباشد مگر به صحت ظاهر . و اگر چنان بودى كه صحت باطن بىصحت ظاهر روا بودى بعث رسل و نصب شرايع را فايده نبودى ، تا چون رسولان بيامدندى جز به تصحيح باطن امر نياوردندى . چون دعوت تصحيح باطن را به اعتقاد كردن توحيد با دعوت اقامت شريعت به ظاهر جفت گردانيدند و خلق را به ترك معذور نداشتند و به هر خلافى در شريعت يا حد وقتى نهادند و يا عقوبت آخرتى ، درست گشت كه صحت ظاهر را صحت باطن بمىبايد به اين دلايل شرعى كه ياد كرديم . اما دليل عقلى آن است كه هركه را ادب ظاهر بيش ديديم صفوت باطن بيش ديديم . نبينى كه چون انبيا عليهم السلام از همه خلق صحيح باطن‌ترند به ظاهر باادب‌تر و باحرمت‌تراند . و در شاهد نيز همچنين است كه هركه باادب‌تر است به ملوك نزديكتر است ؛ و هركه بىادب‌تر است دور تر است . پس شريعت آداب نگاه داشتن است . و صحت باطن قرب حق است . و هركه را ادب بيشتر است قرب بيشتر است . اكنون در كتاب بيان كرد كه تصحيح اعمال به چه باشد [ 36 الف ] و درست كردن معاملات به معرفت علم او باشد ، يعنى معاملت آنگاه درست تواند كردن كه علم آن معاملت بداند كه معاملت به علم راست گردد ، چنان كه در خبر آمده است كه : قليل بعلم خير من كثير به غير علم . و نيز در خبر آمده است كه : تدارس فى الفقه ساعة خير من عبادة سنة . و نيز در خبر آمده است : لعالم واحد اشد على الشيطان من الف عابد . و نيز پيغامبر عليه السلام در تأويل اين آيت كه خداى تعالى گفت :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها
. گفت : نقصان الارض من اطرافها موت العلماء . باز اين را بيان كرد و گفت : ان الله لا يقبض العلم انتزاعا ينتزعه من الناس و لكن يقبض العلم بقبض العلماء فاذا لم يبق عالم اتخذ الناس رؤساء جهالا فسئلوا فافتوا به غير علم فضلوا و اضلوا . و اين علم كه اعمال به او درست توان كردن علم شريعت است و
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1121 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى