الباب الرابع و العشرون قولهم فى علوم الصوفية
« علوم الصوفية علوم الاحوال و الاحوال مواريث الاعمال و لا يرث الاحوال الا من صحح الاعمال » . علوم صوفيان علوم احوال است ، و احوال مواريث اعمال است . و احوال نيايد مگر از كسى كه اعمال درست كرده باشد ، و معنى اعمال اقامت شريعت است ، و معنى احوال صفوت سر است .
و جمله جواب اين است ، و شرح آن دراز شود ، لكن مراد از اين سخن آن است كه تا كسى را معاملات ظاهر پاك نباشد احوال باطن درست نباشد ، تا اگر كسى در باطن خويش چيزى مىيابد يا چيزى مىبيند كه گمان برد كه مرا اين كرامت است از حق ، بايد كه آن را بر سنگ معاملات زند ، اگر معاملت او با حق درست است و شريعت همچنان مىگزارد كه واجب است ، آنچه در باطن مىيابد كرامت است از حق ؛ و اگر درگزارد شريعت مقصر است و به نگاه - داشت آداب شريعت غافل است آنچه در باطن مىيابد غرور و خداع ديو است كه ظاهر او را ويران كرده است و فارغ گشته . و قصد باطن او آورده است تا او را چيزها نمايد كه آن را حقيقت نيست