لكن مباح باشد چون خوردن و خفتن و افعالى دگر از مباحات به وقتى كه او را در شريعت نقصان نيارد و از خدمت خدا باز ندارد . ايشان كسب را همچنين دارند ، لكن به آن شرط كه توكل را نقصانى نيارد ، و نقصان توكل آن باشد كه اعتماد بر كسب كنند . [ 32 الف ] و جرح دين آن [ باشد كه او ] را از طاعتى باز دارد . و اگر از اين دو يكى بباشد [ كسب ] بر او حرام گردد چنان كه نماز و خواب به نفس خود مباح است ، لكن چون به وقت نماز باشد حرام است .
« و الاشتغال بوظائف الحق اولى و احق و الاعراض عنه عند صحة التوكل و الثقة بالله اوجب » . و مشغول گشتن به وظائف حق اولاتر و سزاوارتر از كسب كردن است ، از بهر آنكه وظائف حق همه طاعت است و كسب كردن به نزديك اين قائل مباح است ، و طاعت بهتر از مباح ، همچنانكه ذكر بهتر از خاموشى ، و نماز بهتر از خفتن . و آنكه گفت چون توكل درست باشد وثقت به خدا درست باشد اعراض از كسب واجبتر . يعنى اگر بنده بندهاى باشد كه توكل او به خدا درست است و به وعدهء خدا واثق است او را اعراض از كسب واجبتر ، از بهر آنكه خدا روزى وعده داد و ضمان كرد و گفت :
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها .
و خبر داد كه رزق به كسب نيست و گفت :
وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ
. و كسب بنده به شما نرسد ، و نيز بر اين سوگند ياد كرد و گفت : فو رب السماء و الارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون . گفت اين نطق شهادت ان لا إله الا الله است ، يعنى همچنانكه اين شهادت حق است روزى دادن بنده را حق است .
باز بيان كرد كه هر آن كس كه او را توكل درست باشد حق كفايت او بسازد چنان كه گفت :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
. پس چون اين بنده را اين توكل درست گشت و اين ثقت به وعدهء خدا درست گشت و سوگند خدا را تصديق آورد او را پس از اين كسب كردن شرك باشد ، و ترك كسب بر او واجبتر باشد ، تا ايهام متهم داشتن خدا نباشد و اين كسب كه مباح آمد يقين خلق را آمد نه از بهر آنكه خدا را عز و جلّ يار مىبايد در روزى رسانيدن به بندگان .