صواب آيد اعتقاد كردن او آن كار را هم صواب باشد . از بهر آنكه عمل بر اعتقاد بنا است نه اعتقاد بر عمل . نخست صحت اعتقاد است پس جواز عمل . چون اجتهاد كرد و اجتهاد او چيزى ادا كرد بايد كه اعتقاد كند كه حق اين است ، از بهر آنكه اگر اعتقاد چنين نكند شاك باشد . و اعتقاد با شك درست نايد ؛ [ 24 الف ] و با نادرستى اعتقاد عمل روا نباشد .
و ديگر آنكه اعتقاد كند كه خداوند را اين است نه آنكه اعتقاد كند كه حق نزديك خداوند اين است . از بهر آنكه او مخاطب به تعيين حق نيست لكن مخاطب به آن است كه هرچه اجتهاد او ادا كرد بيارد از بهر آنكه به اجتهاد كار كردن در وسع او هست ، و مغيب را تعيين كردن در قدرت او نيست .
« و من لم يكن من اهل الاجتهاد اخذ بقول من أفتاه ممن سبق الى قلبه من الفقهاء انه اعلم و قوله حجة له » . و هركه از اهل اجتهاد نباشد به قول فقيهى كار كند لكن اجتهاد كند تا دل او بر كدام فقيه كه داناتر است قرار گيرد ، و قول آن فقيه او را به نزديك خدا حجت باشد . و اين نيز هم نوعى از اجتهاد است فقيهى طلب كردن كه او عالمتر باشد ، از بهر آنكه هركه عالمتر قول او به حجت نزديكتر . و اينچنان است كه قول صحابه بر ما حجت است ، از بهر آنكه ايشان شاهد وحى بودند و از ما عالمتر بودند . و باز قول رسول بر ايشان حجت بود ، از بهر آنكه رسول عليه السلام از ايشان عالمتر بود ، و اين دليل است كه قول عالمتر بر ناعالمتر حجت باشد .
« و اجمعوا على تعجيل الصلوات و هو الافضل عندهم مع اليقين بالوقت » . و اين آنست كه ايشان تأخير نماز تا به آخر وقت رخصت دارند و وجوب به اول وقت دارند ، همچنانكه روزه كه وجوب او به ماه رمضان باشد مسافر را همچنانكه مقيم را . و تأخير رخصت باشد . نماز را نيز همچنان دارند لكن اين وجه ضعيف است از بهر آنكه تأخير روزه از رمضان قضا گردد و تأخير نماز از اول وقت قضا نگردد تا فايت نگردد .
لكن ايشان را از اين نكوتر عذرى هست و آن آنست كه نماز
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1087
مساهمون: محمد روشن
ص١٠٨٧