تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1086

مساهمون:

ص١٠٨٦
« و كل مجتهد عندهم مصيب » و همه مجتهدى به نزديك ايشان مصيب است و اصل مذهب ايشان اين است . اما بر اصل معتزليان نروند از بهر آنكه معتزله گويند : كل مجتهد مصيب و ما عند الله . و اين خذلان است ، از بهر آنكه حق در ضدين نباشد ، و دو ضد هر دو حق نباشند . و چون يكى حق باشد لا محاله ديگر باطل باشد تحقيق مضادت را . باز نزديك اين طايفه آن است كه : كل مجتهد مصيب ما عليه و الحق عند الله فى واحد . و اين‌چنان است كه طايفه‌اى در بيابانى قبله گم كنند و تحريهاى ايشان مختلف آيد ، و نماز به جهات مختلف بگزارند ؛ و قبله به حقيقت يكى باشد ، نماز همه روا بود . فكل واحد اصاب ما عليه و الحق عند الله فى واحد . اما نزديك اين طايفه اين را تأويلى ديگر است ، و آن آنست كه اصل اين مذهب آن است كه به همه خلق ظن نيكو برند و همه خلق را بر حق و صواب دانند . چون از زمرهء اهل اسلام باشند ، پس به هر كس كه درنگرند از اهل اسلام و او را بر چيزى بينند كه اجتهاد را آنجا مساعى است ظن نكو برند و گويند اين را كه مىكند به نزديك او دليل قائم است ، از بهر آنكه مسلمان قصد خطا نكند . لكن با اين همه ظن او را به قولى ديگرى فراگرفتن وجهى نباشد ، از بهر آنكه او را دليل قائم نيست . و نيز ظن او به اين همچنان است كه ظن اين به او . اگر اين آنجا رود او را اينجا بايد آمدن . آنگاه تناقض لازم آيد . پس بايد كه يكديگر را مصيب مىدانند و هريك آن خود نگاه مىدارد از بهر احتياط . « و كل من اعتقد مذهبا فى الشرع و صح ذلك عنده بما يصح مثله مما يدل عليه الكتاب و السنة و كان من اهل الاستنباط فهو مصيب باعتقاده ذلك » . و هر كس كه مذهبى اعتقاد كرد در شريعت و آن نزديك او درست گشت به دليلى كه از كتاب يا از سنت قائم گشت يا فرعى را بر اصلى قياس كرد او به آن اعتقاد مصيب باشد . چون به تن خود از اهل استنباط و اجتهاد باشد . و معنى اين سخن ، و الله اعلم ، آن است كه چون اين مجتهد به اجتهاد كار كند و كار او
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1086 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى