تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1084

مساهمون:

ص١٠٨٤
باشد ، قول نيمى بر او حجت باشد . و از اين معنى بود كه پيغامبر عليه السلام گفت با جماعت باشيد كه خدا با جماعت است . و نيز گفت بر شما بادا با جماعت بودن كه گرگ گوسپند يگانه را ربايد ؛ يعنى گرگ به ميان رمه در نيايد ، و آن گوسپند كه از ميان جمع به گوشه‌اى باشد او را گيرد . و اين مثل است ديو را كه ديو آهنگ ربودن دين دارد ، چون بنده به اجماع مسلمانان كار كند ديو بر او راه نيابد ، چون يك قول اختيار كند و به يك سوى بيرون رود ديو بر او راه يابد . و مخطى در جماعت معذور باشد ، و مصيبت در مخالفت معذور نباشد . نبينى كه اهل شهرى روز شك اگر روزه ندارند و يكى روزه دارد بىديدن ماه ، پس پديد آيد كه آن روز از رمضان بوده است ، اين مصيب مسىء باشد و اين مخطيان محسن . و و از اين معنى گفت پيغامبر عليه السلام كه : من عمل فى الجماعة و اخطأ لم يأثم و من عمل فى الفرقة و اصاب لم يؤجر . و ديگر [ 23 الف ] معنى آن است كه هر چيز كه فقها را در او اختلاف باشد چون به آن فراگيرى احتياطتر باشد و به اجماع نزديكتر و بر تن دشوارتر و گران‌تر آيد نيكوتر و فاضل‌تر بود . پيغمبر عليه السلام مىگويد : افضل الاعمال اشقها على البدن . و از اين بود كه پيغامبر را سلام الله [ عليه ] پرسيدند عن افضل الصلاة قال طول القنوت و القنوت هو القيام و طول القيام اشق على البدن . و نيز پيغامبر گفت عايشهء صديقه را : انما هو على قدر نصبك و تعبك . و هر طاعت كه آن بر تن دشوارتر فاضل‌تر ، از بهر آنكه سر همه طاعتها مخالفت نفس است چنان كه خدا مىگويد : و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنة هى المأوى . در اين فايده‌اى بزرگ است ، و آن آنست كه نفس امارهء سوء است و طريق كه يابد بر فريفتن از روى رخصت يابد نه از روى احتياط . چون به رخصتها ميل كند نفس راه يابد . چون نفس راه يافت ديو صيد كند . باز چون به احتياط فراگيرد نفس مقهور باشد و ديو راه نيابد تا صيد كند ، از بهر آنكه راه ديو نفس است . ديو بنگرد كه ميل نفس كجا است ، هم از آن در درآيد . و اين چه ياد كرديم