تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1078

مساهمون:

ص١٠٧٨
است . پس ايمان به نزديك ما اعتقاد است مر صانع را و استوار داشتن او را به هرچه گفت . و اسلام گزاردن شرايع است و قبول ايمان و گزاردن [ اسلام ] . و دليل بر اين قول پيغمبر و جبريل عليهما - السلام كه چون جبريل پيغامبر را پرسيد از ايمان ، جواب از اعتقاد داد و گفت : ان تؤمن بالله الى آخره . جبريل گفت : صدقت . باز از اسلام سؤال كرد . گفت : ان تصلى الخمس الى آخره . جبريل او را تصديق كرد . و اگر هر دو يكى بودندى تكرار سؤال را فايده نبودى ، و اگر سؤال را تكرار [ افتادى ] ، جواب همان دادى كه اول داد . چون جبريل سؤال را تكرار كرد ، و مصطفى عليه السلام جواب ديگر داد و جبريل او را به هر دو جواب تصديق كرد ، درست شد كه اسلام ديگر است و ايمان ديگر . پس اسلام قبول كردن است به ظاهر ، و استعمال كردن شريعت را . و ايمان تصديق آوردن است و اعتقاد داشتن كه اين دين حق است . پس هركه اعتقاد كرد و تصديق آورد به باطن قبول كرد به ظاهر ، پس نباشد مؤمن مگر مسلم . و باز روا نباشد كه به ظاهر قبول كند و انقياد آرد تصديق و اعتقاد نيارد . چنان كه [ 21 الف ] منافقان كه به ظاهر انقياد آورده بودند ، لكن به باطن اعتقاد نداشتند . اين كس مسلمان باشد و لكن مؤمن نباشد ؛ چنان كه به كفر ايشان گواهى داد و گفت :
وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ [ مِنْهُمْ ] ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ
. فرق اين است كه ياد كرديم لكن ما به حكم شريعت از هركه اسلام بينيم او را مؤمن خوانيم . اسلام ايمان است چه اسلام ظاهر است و ايمان باطن ، لكن از بهر آنكه اسلام ظاهر دليل ايمان باطن است و دليل غايب را بايد ، و باطن از ما غايب است به دليل ظاهر بر غايب حكم كنيم كه مؤمن است مگر ما را از او كفر ظاهر گردد ، تا آن ظاهر را به اين ظاهر به‌جاى بگذاريم . باز خدا را هيچ چيز غيب نيست ، چنان كه گفت :
يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى
. و نيز گفت :
عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ
. و نيز گفت :
أَعْلَمُ ما
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1078 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى