تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1073

مساهمون:

ص١٠٧٣
« قال و سألت بعض مشايخنا عن الايمان فقال هو ان يكون الكل منك مستجيبا فى الدعوة مع حذف خواطر الانصراف عن الله بسرك فتكون شاهدا لما له غائبا عما ليس له » . گفت از پيرى پرسيدم كه ايمان چيست ؟ گفت آنكه همگى تو مجيب باشد دعوت حق را ، و از تو فروافتاده باشد خاطر بازگشتن از خدا به شرك تا شاهد باشى آن را كه آن او است ، و غايب باشى از آنچه نه آن او است . اما آن سخن كه گفت بايد كه همگى تو مجيب باشد دعوت حق را ، معنى اين سخن آن است كه دعوت حق سبحانه بنده را عام است بر همه اجزاى او بر ظاهر او و بر زبان و دل او ، تا دل او را دعوت مىكند به توحيد و معرفت ، و زبان او را دعوت مىكند به ذكر و اقرار و اركان . او را دعوت مىكند به خدمت و عبادت . و شك نيست كه به اول قبول اين همه دعوت شرط باشد حقيقت ايمان را ، همچنان‌كه اگر باطن از دعوت بگرداند اصل ايمان بگذارد . اگر ظاهر از دعوت بگرداند ايمان را با شرك بياميزد . و بيان اين سخن آن است كه حق گفت :
وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ .
به در جز او رفتن به سؤال از دعوت اعراض كردن است . و چون گفت :
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ .
غير او را ياد كردن از دعوت اعراض كردن است . و چون گفت :
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ،
غير او را خواندن از دعوت اعراض كردن است . و چون گفت :
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ ،
به چيزى مشغول شدن كه ترا از بهشت باز دارد از دعوت اعراض كردن است . و چون گفت :
فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ ،
به عذر باز نيامدن تا بيامرزد از دعوت اعراض كردن است . و چون گفت
[ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ .
بر گناه اصرار كردن و به توبه باز ناآمدن از دعوت اعراض كردن است . و چو گفت ] :
وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ
، سوى او بازناگشتن و او را گردن نانهادن از دعوت اعراض كردن است . [ و چو گفت : ففروا الى الله جميعا ايها - المؤمنون . با جز وى آرام گرفتن از دعوت اعراض كردن است . ] و نيز بر اين معنى دعوتها بسيار است ، و اعراض از دعوت از استخفاف داعى باشد . و هم به آن مقدار كه داعى را استخفاف باشد