تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1068

مساهمون:

ص١٠٦٨
حقيقت محبت را تباه مىكند ، آنگاه كه همه همت او هواى نفس باشد او را محبت كى باشد ؟ ! و اين خود حكم محبت است و حكم عبوديت از اين قوىتر است . عبوديت بىاختيار و بىمرادى است . چون بنده را اختيار و مراد گيرد از عبوديت تبرا مىكند و معبودى آرزو مىكند . و عبد معبود محال باشد . باز در قرآن قديم اين را حجت آورد و گفت : « الا ترى انما امرهم بتكرار العقود عند كل خطرة و نظرة فقال :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا [ بِاللَّهِ . ]
» نبينى كه بندگان را فرمود عقد ايمان تكرار كردن ، نزديك هر خطرتى كه بر دل گذرد و هر نظرتى كه به عين افتد ؛ و گفت يا مؤمن ، ايمان آر . و معنى اين سخن ، و الله اعلم ، آن است كه چون مؤمنان را خطاب ايمان آوردن آمد با وجود ايمان ايشان دانستيم كه از ايمان ثانى مراد عين ايمان اول است . ايمان اول تصديق و اقرار است و تحقيق تصديق و اقرار جز او ناديدن است و به غير او نانگرستن . پس هر وقت كه به چشم [ سر ] جز سوى او نگرستى چنان گشت به معنى كه گويى از آن نگرستن اول رجوع آوردى . بنده از اين نگرستن خالى نه . مىگويد ايمان تازه كن . چون نگرستى ، از مرئى مرئى مبين ، لكن در مرئى صانع مرئى بين . و چون به سر از غير حق انديشيدى چنان گشت كه از آن مشاهدت اول اعراض آوردى ؛ و بنده از اين فكرت خالى نه . مىفرمايد - كه هرچه بر خاطرت بگذرد با او آرام مگير كه آنگاه مرا بگذارى ، لكن برگرد تا مشاهدت تازه كنى . و جملهء اين سخن آن است كه هرچه بينى او را مبين ، چه در وى مرا بين . و هرچه بر سرت بگذرد با او ميارام كه مرا بگذارى . «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا
» اين باشد تا هر لحظتى و خطرتى كه بنده را پديد آيد از او اعراض كند و به حق تعالى بازآيد ، تا ايمان تازه مىباشد ، و تجديد ايمان [ حاصل همىآيد ] . [ 17 ب ] « و قال النبى عليه السلام : الشرك اخفى فى امتى من دبيب النمل على الصفاء فى الليلة الظلماء » . شرك پنهان‌تر است در امت من
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1068 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى