قدرت حق را شاهد گردد ، همه خوفها از او ساقط گردد و چون كمال لطف حق را شاهد گردد او را با حق چنان انس افتد كه انس غير حق از او ساقط گردد ، و بيرون از حق او را وحشت خيزد .
و چون كمال فضل حق را شاهد گردد و رؤيت افعال و احوال از او ساقط گردد در رؤيت منت حق غرق گردد ، و چون كمال عدل حق را شاهد گردد در هر دو كون او را با هيچچيز قرار نماند .
و چون كمال كرم حق را شاهد گردد او را با حق چنان انبساط افتد كه همه كون را به او حاجت افتد ، و چون كمال حق قهر حق را شاهد گردد از تدبير و راى خويش ساقط گردد . و چون بىعلتى افعال حق را شاهد گردد بر هيچ فعل او را اعتماد نماند ، و چون بىنيازى حق را شاهد گردد از بيم قطيعت او را آرام نماند . و چون جلال حق را شاهد گردد هر دو كون را به چشم او مقدار نماند . و اين در همه صفات حق بتوان راندن ، لكن اينجا اينقدر چاشنى بسنده باشد .
« و قال الشيخ ابو القاسم البغدادى رحمه الله الايمان هو الذى يجمعك الى الله و يجمعك بالله و الحق واحد و المؤمن متوحد و من وافق الاشياء فرقته الاهواء و من تفرق عن الله بهواه و تبع شهواته و ما يهواه فاته الحق » .
گفت ايمان آن است كه ترا سوى خدا گرداند و به خدا گراياند و معنى سوى خدا گردانيدن ، و الله اعلم ، آن است كه ايمان آوردن به خدا اقبال آوردن است به حق ، و اقبال آوردن به حق درست نگردد مگر به اعراض از غير حق . پس هر چيز كه سر خويش به او مشغول گردانيدى جز حق هم به آن مقدار اعراض آوردى از حق تعالى ، و هم به آن مقدار كه اعراض آوردى از حق نقصان آوردى در ايمان ، از بهر آنكه اقبال و اعراض ضديناند ، چون ايمان اقبال باشد اعراض ضد او باشد و الضدان لا يجتمعان .
پس بنده بايد كه در حال سر خود بنگرد ، اگر سر خود را از تعظيم مشاهدت حق خالى بيند ، و هر چيز كه جز از حق است سر او از آن گريزان است و هر چيز كه او را به حق رساند سر او به آن متعلق است [ 16 الف ] آن صفات ايمان است ، بداند كه او مؤمن
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1064
مساهمون: محمد روشن
ص١٠٦٤