تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1044

مساهمون:

ص١٠٤٤
دو برخ از دين او بشود . از بهر آنكه دين بر سه قسم است بر دل و بر زبان و بر اركان . چون توانگرى را تواضع كند ، زبان به ثناى او مشغول كند و تن به خدمت او مشغول كند با خدا نماند مگر دل . ثلث ماند و ثلثان رفت . و به از اين سخن نباشد . « و وصفه بالكمال فقال اكمل المؤمنين ايمانا احسنهم خلقا » . گفت تمام‌ترين مؤمنان به ايمان آن كس باشد كه خلق او نيكوتر باشد و چون ايمان را بر كمال وصف كرد ، هرچه كمال پذيرد نقصان پذيرد . « و الاخلاق تكون فى الظاهر و الباطن فما عم الجميع وصف بالكمال و ما لم يعم الجميع وصف بالضعف » . و خوى بر ظاهر باشد و بر باطن نيز باشد ، و هركه را نيك‌خويى بر ظاهر و باطن باشد او كامل ايمان باشد ، و چون نيك‌خويىاش بر ظاهر و باطن نباشد ناقص ايمان باشد . و شيخ رحمه الله مىگويد اين خبر را نزديك من معنى ، و الله اعلم ، آن است كه هركه نيكوخوىتر خلق خدا از شر او آمن‌تر و هم به آن مقدار كه خلق را از كسى آمنى افتد او را از خداى عز و جلّ آمنى افتد ، و چون بدخوى باشد خلق را از او آمنى نباشد ، و او را نيز از خدا آمنى نباشد . پس چون خلق را از شر خويش آمن كرد خود را از عذاب خدا آمن كرد ، و ايمان او از طريق امن تمام گشت ، و اين‌چنان است كه پيغامبر عليه السلام گفت : [ المؤمن من امن جاره بوائقه اى المؤمن نفسه من عذاب الله من آمن جاره بوائقه . اين نه ايمان تصديق باشد ، و لكن معنى وى آن باشد كه ايمن‌كننده‌تر خويش از عذاب خداى تعالى آن كس باشد كه خلق از شر وى ايمن گردد ؛ و اين بر زيادت و نقصان گردد ؛ از بهر آنكه تفاوت اخلاق را نهايت نيست چنان كه پيغامبر عليه السلام گفت : ان الله تعالى قسم بينكم اخلاقكم كما قسم بينكم ارزاقكم . پس بر مقدار تفاوت اخلاق زيادت و نقصان ايمان باشد . « و قال بعضهم زيادة الايمان و نقصانه من جهة الصفة لا من جهة العين » . گفت زيادت و نقصان ايمان از روى صفت باشد نه از روى