تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1041

مساهمون:

ص١٠٤١
كونين برسنجى گرانتر آيد از بهر كثرت خشوع [ 7 ب ] و تمامى اخلاص . پس زيادت و نقصان اعمال بر اين وجه باشد كه ياد كرديم ، لكن در جمله ببايد دانستن كه اعمال كه قوت و قيمت گيرد به قوت باطن گيرد نه به نفس خويش ، چنان كه مصطفى عليه السلام گفت : انما الاعمال بالنيات و لكل امرى ما نوى . و چنان كه در خبر آورده‌اند كه رسول عليه السلام مردى را ديد در نماز كه به محاسن بازى مىكرد گفت : لو خشع قلب هذا الرجل لخشعت جوارحه . و از ابو الحسين نورى رحمه الله حكايت آورده‌اند كه روزى مردى را ديد در نماز كه به محاسن بازى مىكرد . او را گفت : نح يدك عن لحية الحق ، اين سخن به خليفه برداشتند ، و فقها رضى الله عنهم اجماع كردند كه او به اين سخن كافر گشت او را ببايد كشتن . كس فرستاد و او را حاضر گردانيد و گفت : هل قلت هذا قال نعم قال و لم قلت قال العبد لمن قال لله تعالى قال فاللحية لمن قال له العبد فقال الخليفة الحمد لله الذى عصمنى عن دمك . و معنى اين جمله سخن آن است كه از غير حق فارغ آيد كه هركس كه به چيزى اقبال كند گويند : شغله اقباله على ذلك الشىء عن غيره فبمقدار فراغه عما دون الحق صح اقباله على الحق و به مقدار فراغه عن الحق صح اقباله على غير الحق . پس هركه را فراغ از غير حق زيادت گردد اقبال او به حق زيادت مىگردد و به مقدار اقبال او به حق عمل او را مقدار زيادت مىگردد ، و كس باشد كه از عمل خويش جز لعنت به خانه نبرد . چنان كه مصطفى عليه السلام گفت : رب صائم حظه من صيامه الجوع و رب قائم حظه من قيامه السهر . و كس باشد كه اگر هر دو كون مكافات نماز او كنى برابر نيايد . كدام زيادت و نقصان به تفاوت بيشتر از اين باشد . « و قال قائل منهم المؤمن اسم الله عز و جلّ قال الله عز و جلّ :
السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ
، و هو يؤمن المؤمن بايمانه من عذابه و المؤمن و اذا أقرّ و صدق و اتى بالاعمال المفترضات و انتهى عن المنهيات امن من عذاب الله تعالى » . و مردمان در معنى ايمان