تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1043

مساهمون:

ص١٠٤٣
كامل » . اين كس از خلود آمن است و از عذاب آمن نيست . آمنى چنين كس ناقص باشد و تمام نباشد . « و امن من أتى بها كلها أمنا تاما غير ناقص » . و امنى آن كس كه همه شرائط به‌جاى آرد تمام باشد و ناقص نباشد . « فوجب ان يكون نقصان امنه لنقصان ايمانه اذ كان تمام أمنه لتمام ايمانه » . آن نقصان آمنى او از نقصان ايمان او باشد ، چنان كه تمامى آمنى او از تمامى ايمان او باشد . و اين سخن به اين درازى را يك معنا است ، و آن آنست كه ايمان آمن گردانيدن باشد ، و هركه همه حقها را به جاى آورد خويشتن را به تمامى آمن گردانيد ، و هر كه تقصير كرد خويشتن را تمام آمن نگردانيد ، و هركه هيچ حق به جاى نياورد خويشتن را به اصل آمن نكرد . نقصان و زيادت از اين معنى باشد . باز بر اين دليل آورد و گفت : « و قد وصف النبى عليه السلام ايمان من قصر فى واجب بالضعف فقال : و ذلك اضعف الايمان ، و هو الذى يرى المنكر فيه فينكره بباطنه دون ظاهره و اخبر أن ايمان الباطن دون الظاهر ايمان ضعيف » . و تمامى اين خبر آن است كه پيغمبر عليه السلام گفت : من راى منكرا فليغيره بيده فان لم يستطع فبلسانه فان لم يستطع فبقلبه و ذاك اضف الايمان ، و اين از بهر آن گفت ، و الله اعلم ، كه هركه به دست منكر را تغيير كند و به دل و به زبان هم تغيير كند ، به سه معنى او را امن افتد ، باز آنكه به زبان تغيير كند و به دست نكند دل او به زبان راست باشد ، به اين معنى او را طاعت به‌جاى آيد . اما آنكه به دل تغيير كند و به دست و [ 8 ب ] به زبان نكند ثلثى از آمنى او را به حاصل آيد ، و آن دل است بىدست و بىزبان . و ثلث ضعيف‌تر از ثلاثين باشد . و ثلاثين ضعيف‌تر از كل باشد . و چون ايمان را صفت ضعف روا باشد ، صفت قوت هم روا باشد . و شك نيست كه قوى زيادت‌تر از ضعيف باشد . و اين چنان است كه پيغمبر عليه السلام گفت : من تواضع لغنى - لاجل غناه ذهب ثلثا دينه . هركه توانگرى را تواضع كند از بهر توانگرى او