مادر خواهد تا فرزند را از پيش دور كند چيزى به وى دهد تا بدان چيز مشغول گردد و مادر را بگذارد . باز چون خواهد تا به مادر بازآيد كسى را بفرمايد تا آن چيز از وى ببرد يا بدزدد تا هم آنگاه فرزند به كنار مادر بازآيد ؛ و بر اين قصهء موسى صلوات الله عليه دليل است كه چون [ ورا ] پستان مادر بايست همه شيرها بر خويشتن حرام كرد . اگر يك پستان جز آن مادر به دهان گرفتى هرگز روى مادر نديدى .
باز گفت : « و لا يوحده الا من توحد له » . ورا يكى نداند مگر آن كسى كه حق خود را به وى يكى نمايد . از اين معنى است كه مخلوقات جفتاند چنان كه خداى تعالى گفت :
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ .
و اين مخلوقات ظاهراند ، و باز حق تعالى يكى است ، چنان كه گفت :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ .
و جاى ديگر گفت :
لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
، و اين واحد غيب است ، پس دويى ظاهر است و شاهد و يگانگى غايب ؛ و از حاضر به غايب راه توان بردن كه حاضر است . چون حاضر همه مثل داشت و شبه داشت ، اگر ايشان را از اينجا راه نمودى به شرك افتادندى نه به توحيد ، و لكن مر ايشان را به صد هزار معنى و نيز بيشتر يگانگى خود بنمود . و بسيار از اين فصول ياد كردهايم . و لكن اندر نفس ازدواج خلق دليل انفراد حق است ، از بهر آنكه حقيقت حق مر رسوم خلق را به كل معانى مخالف است و به همه اوصاف مباين است ؛ از بهر آنكه اگر به يك معانى موافق بودى بدان معنى كه اتفاق افتادى ، يا اين را حكم آن بودى يا آن را حكم اين . چون از [ حقيقت ] حقيقت بر خلقيت هيچ چيز جائز نيست ، و از خلقيت بر حقيقت همين . درست شد كه به كل معانى و به كل صفات مخالفاند مر يك ديگر را .
پس چون چنين است و صفات خلقيت يكى ربوبيت است بايد كه صفات حق عز و جلّ فردانيت باشد تا به كل معانى حق عز و جلّ مر خلق را مخالف باشد . چنين نمود مر ايشان را يگانگى خود [ 200 ب ] تا مر ورا يكى ديدند و يكى دانستند ؛ اين زفان اهل توحيد است . باز زبان اهل معرفت اندر اين فصل آنست كه بنمود مر ايشان را كه