سبب . و گروهى گفتند راه نماينده خداى تعالى است عقل آلت است مر معرفت را . همچنان چون بصر آلت است مر ديدار را . روز را به روز توان ديدن ، [ و بصر آلت است . همچنين خداى را به خداى توان شناختن ، و عقل آلت است . هرچند مبصر را بصر باشد تا روز نباشد روز نتوان ديدن . ] علت ديدن روز هستى روز است و بصر آلت كه ديدار به وى قايم شود . پس مر باطن را به حق تعالى همچنان ديدار است كه مر ظاهر را به خلق . و از اين سخن كه گفتيم مراد تشبيه ديدار باطن است به ديدار ظاهر نه تشبيه مرأى به باطن به مرأى به ظاهر . پس مخلوقات كه به ظاهر نتوان ديدن آنگاه توان ديدن كه از مرأى شاهد شود مر عين را تا عين را به وى نظر افتد ؛ و آنگاه شاهد شود كه حق تعالى حجاب از وى بردارد و ورا حاضر گرداند و اندر بصر ديدار نهد [ تا ] اين سه چيز اندر مخلوقات موجود نيايد از حق تعالى بيننده ورا نبيند . پس اگر مران مخلوقان را از بيننده غايب گرداند ، يا اگر حاضر باشد ميان وى و ميان بيننده حجاب افگند ، يا اگر حاضر باشد و حجاب نباشد نگرنده را بصر بستاند ، نتواند ديدن .
پس چون مخلوقى كه اندر وى تصرف جائز است مر او را به چشم ظاهر همىنتوان ديدن مگر به نمودن حق تعالى ، محال باشد كه حق تعالى كه غيب است و اندر مكان و زمان نيست و مر ورا مثل و شبه نيست [ 194 ب ] و كسى را بر وى تصرف جائز نيست ، خلق ورا به باطن نتواند ديدن تا وى بنمايد . و آنچه امروز از بنده به ديدار باطن جائز است اندر آن جهان به ديدار ظاهر جائز است . همچنانكه شايد كه امروز بنده حق را عز و جلّ به سر بيند به معنى معرفت و يقين نه به معنى معاينه ، فردا شايد كه بينند به چشم سر معاينه . و خلاف نيست ميان اهل حق [ ، سنت و جماعت ، ] كه ديدار آخرت را كه مؤمنان به ظاهر خداى را عز و جلّ بينند ، هيچ علت نيست جز نمودن وى خود را به دوستان ؛ همچنين اندر دنيا ديدار باطن را بايد كه هيچ علت نباشد مگر نمودن وى .
و گروهى گفتند كه معنى اين سخن آن است ، و الله اعلم ، كه خلق را از آنجا كه خلقاند عاجزاند از معرفت خداى عز و جلّ تا تعريف وى
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 716
مساهمون: محمد روشن
ص٧١٦