تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
بشناسند ، و دوست خويش را بشناسند ، و جفت خويش را بدانند ، و دشمن خويش را بدانند . هشتم علمى است كه خاصه آدمى را است ، و آن علم مرگ است . آدمى داند كه وى را ببايد مردن و ديگر حيوانات ندانند ؛ و اگر بدانندى كس لقمهء گوشت فربه نيابدى كه بخوردى . از غم مرگ سير علف نخوردندى تا فربه نگردندى ؛ و آدمى همىداند و بدين غافلى همىزيد . و اما آن كسها كه گفتند خداى عز و جلّ را به دليل توان شناختن ، اين نيز هم درست نيست ؛ از بهر آنكه خداى تعالى گفت :
وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ .
خبر داد خداى تعالى كه اگر ما فريستگان را سوى كافران فرستيم تا گواهى دهند و هرچه ما را خلق است از جماد و از حى اندر بر و بحر گروه گروه بفرستيم تا گواهى دهند نگروند تا من كه خداوندم نخواهم . و كدام آيتى بود از اين قوىتر و كدام حجتى باشد از اين ظاهرتر ، و خداى عز و جلّ خبر داد كه اين آيات سبب و علت نگردند وجود ايمان را تا مشيت من نباشد . و درست گشت كه خداى تعالى را نه آن يابد كه خداى را خواهد . و لكن خداى تعالى را آن يابد كه خداى عز و جلّ ورا خواهد . و نيز خداى عز و جلّ را نه آن يابد كه به دليل راه برد ، چه خداى تعالى را آن يابد كه خداى عز و جلّ دليل وى باشد . و جاى ديگر گفت :
وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ .
آيات دلايل‌اند و نذر انبيا خبر كرد كه همه انبيا و همه دلايل اگر گرد آيند علت ايمان كافر نگردند تا من نخواهم كه خداوندم . اينك آيات را كه به ظاهر نزديك خلق اسباب هدايت‌اند معزول كرد از هدايت ، و برابر اين مر شيطان را كه به ظاهر نزديك خلق سبب ضلالت است معزول كرد از ضلالت ، گفت : ان عبادى ليس لك عليهم سلطان . بر قلب سلطان نيست و لكن بر نفس هست . و بر موافقت اين خبر پيغامبر است صلى الله عليه و سلم كه گفت : بعثت داعيا و ليس الى من الهداية شىء و بعث ابليس مزينا و ليس اليه من الاضلال شىء . و جاى ديگر گفت : انه ليس له سلطان على الذين آمنوا و على ربهم
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 706 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى