بر ديگر خادمان و بندگان فخر كند و بنازد كه من خدمت ملك را بشايستم . پس ملك هفت آسمان و زمين با بىنيازى خود و با عز و پادشاهى خود كارى فرمايد و خطاب كند مر بندهء نيازمند ضعيف ذليل را ؛ كدام عزى باشد اندر دو جهان از اين بزرگتر ؟ ! هركه وى نظارهء عز اين منت گردد ، اين نظاره مر او را چنان مشغول گرداند كه هرگز ورا بهشت ياد نيايد . و خدمت كردن بر وى چنان خوش گردد كه اگر بار هر دو كون بر وى نهد ورا خبر نباشد . خداى عز و جلّ ما را بيناى اين منت كناد و از طمع ما را كور كناد كه طامعان خويشتن بين باشند و منتبينان خداوند بين . هلاك هر دوجهان اندر خويشتن ديدن است و نجات هر دوجهان اندر خداوند ديدن است .
ثم قال « و بعد اتيانها و ايفاء ما عليه تكون المشاهدات » . و از پس آنكه [ بيارند آنچه ] بر ايشان واجب است و تمام به جاى آرند مشاهدات يابند يعنى تا مجاهدات ظاهر تمام به جاى نيارند مشاهدات باطن نيابند ، هرچند مجاهدات علت مشاهدات نيست ، و لكن سبب است ؛ همچنانكه اعمال بندگان علت ثواب و عقاب نيست ، و لكن سبب است ؛ همچنين نيز مجاهدات علت مشاهدات نيست ، و لكن سبب است . و فرق ميان سبب و علت اندر پيش ياد كردهايم . باز دليل آورد مر اين را از حديث پيغامبر صلى الله عليه و سلم :
ثم قال « كما جاء فى الحديث من عمل بما علم ورثه الله تعالى علم ما لم يعلم » . عمل مجاهدات ظاهر است و علم مشاهدات باطن است .
« و قال الله تعالى :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » .
مجاهدات ظاهر را است و هدايت باطن را . بدين آيت و بدين خبر دليل است كه مشاهدت باطن به مجاهدت ظاهر توان يافتن .
« و قال الله تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
» . فلاح بندگان بر جهاد بست ؛ و فلاح نجات بود و به مراد رسيدن بود . پديد كرد كه بىجهد كس به مراد نرسد . و جملهء اين سخن آن است كه بزرگان گفتهاند :
المشاهدات مواريث المجاهدات فمن كان اخلص عملا و مجاهدة كان اصدق مشاهدة . مشاهدات باطن [ ميراث ] مجاهدات [ ظاهر ] است .