طاعت امروز دليل است قربت ماضى را . و معصيت دليل است ابعاد ماضى را . تا ابعاد اندر ماضى علت گردد [ 186 الف ] معصيت وقت را ، و معصيت معلول ابعاد بود ، و تقريب اندر ماضى علت گردد طاعت وقت را . و طاعت معلول تقريب گردد . پس تقريب و ابعاد اندر ازل علت و موجباند طاعت را و معصيت را . و طاعت و معصيت موجباند و معلولاند ، و هرگز موجب موجب نگردد و معلول علت نگردد ، و اگر اين روا باشد مفعول فاعل روا باشد ، و اين محال است .
و اين از بهر آن گفتم كه هرگز ملوك دشمن را خدمت نفرمايند خدمت از دوست خواهند .
تا بزرگان چنين گفتهاند خدمت عدو خيانت است ، و تقصير دوست خدمت . و اين متعارف است ميان خلق . چون كسى را با كسى خوش نباشد اگر آن كس خواهد كه خدمتى كند ، بر وى خدمت آن كس چنان گران آيد كه گويى همى جنايت كند ؛ و چون كسى را با كسى خوش باشد حيلت كند تا ورا به چيزى مشغول كند تا از پيش وى غايب گردد . پس خدمت كردن بر در بودن است . و بر درگاه دوست را بر پاى كنند ، و معصيت كردن از در رميدن است و از در دشمن را رماندن . اكنون كتانى همى اشارت كند كه توفيق دادن بر طاعت دليل تقريب ازل است و تقريب تأثير محبت است ؛ و خذلان كردن به معصيت دليل ابعاد ازل است و ابعاد تأثير عداوت است . هركه را دوست دارند نزديك كنند و بيارايند . و هركه را دشمن دارند دور كنند و بيالايند . پس تقريب حق تعالى كرامت است و آراستن وى توفيق طاعت است .
و ابعاد حق تعالى اهانت است و آلودن خذلان به معصيت . و شايد كه معنى كسوت عبوديت آن باشد كه بندهاى مؤمن باتفاق مطواع حق است ، و حكم بندگى آن است كه بنده مأمور بايد و منهى .
و خداى عز و جلّ آمر و ناهى تا ميان بندگى و خداى فرق باشد ، چنان كه هرگز از بنده بر خداوند امر و نهى نباشد . هرگز بنده از امر و نهى حق تعالى خالى نباشد . پس اين طاعت كردن به امر طاعت گردد و معصيت به نهى معصيت گردد . امر كرد بندگان را به آنچه
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 685
مساهمون: محمد روشن
ص٦٨٥