آراسته دارند . نخست بيارايند پس عرضه كنند . مادر كودك را تا آلوده است به خانه دارد ، چون بشويد و جامه پوشاند و سرمه كشد به كوى فرستد . روا دارد كه خود آلوده بيند و روا ندارد كه كسى ديگر او را آلوده بيند . حكم محبت چنين است . و از اين نيكوتر سخنى است و آن آنست كه چون مادر كودك را از گاهواره بردارد نخست به كنار گيرد و باز بشويد . باز دايه نخست بشويدش [ باز ] به كنار گيرد .
آنجا كه محبت بود از ديدن آلايش منع نكرد . دوست ديد نه عيب . و اينجا چون محبت نبود عيب ديد ، تا عيب پاك نكرد با وى صحبت نكرد . اين مثلى است كه ياد كرديم . همچنين حق عز و جلّ مر مؤمن را طاعت فرمود و از معاصى نهى كرد . تا آراسته باشد و آلوده نباشد ، همچنانكه مادر با فرزند كرد . پس اگر آلوده گشت ، اين بنده را بخواند تا بشويد . گفت :
وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ
،
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
،
وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً ، أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ .
توبه رجوع باشد . مادر مهربان چون كودك را آلوده ديد و گريان ، رنج گريستن بر وى سختتر آمد از رنج شستن آلودگى . بانگ كرد كه بياى تا بشويم ، جز من ندارى كه بشويد . و آن مسكين به نادانى به درها همىگردد و باز نيابد ؛ و از آن در گريزان كه ورا همىخوانند . آنجا كه همىرانند مىدود ، و آنجا كه همىخوانند همىنيايد . اين است معنى و انيبوا و سارعوا و توبوا . دوستى واجب كند از آلودگى نگاه داشتن و چون آلوده گشت بشستن ، همچنانكه پاك داشتن شرط محبت است از پليدى پاك كردن هم شرط محبت است .
ثم قال « و قال محمد بن على الكتانى الاعمال كسوة العبودية فمن ابعده الله عند القسمة نزعها و من قربه اشفق عليها و لزمها » . گفت كارها پوشش بندگى است . هركس كه ورا خداوند عز و جلّ قسمت از رحمت دور كرد ، امروز كار به جاى بماند ، و هركه را وقت قسمت به رحمت نزديك گردانيد بر كار كردن مشفق باشد و از وى جدا نگردد . معنى اين سخن آن است كه اعمال بندگان امروز موجب ثواب و عقاب نيست ، و لكن موجب قسمت است و موجب هرگز موجب نگردد .