تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
كه خواهد كه اندر ملك اسلام بماند پاى اندر حد شريعت نگاه بايد داشتن . اين است معنى قول خداى عز و جلّ :
تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ .
و جاى ديگر گفت :
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِينٌ .
حدود خداى عز و جلّ اوامر است و نواهى ، و آداب شريعت است و پيغامبر عليه السلام گفت : الا ان لكل ملك حمى و ان حمى الله محارمه فمن حام حول الحمى يوشك ان يقع فيه . قال « و من كان اصفى سرا و اعلى رتبة و اشرف مقاما فانه اشد اجتهادا و اخلص عملا [ و اكثر توقيا ] » . و هركه صافىسرتر باشد و عالىمرتبه‌تر باشد و شريف‌مقام‌تر باشد وى سخت‌اجتهادترباشد باشد و خالص‌عمل‌تر باشد و باپرهيزتر باشد . از بهر آنكه هرچه چيزى نيافته باشد ، باشد كه اندر طلب آن تقصير كند ، چون ادراك آن مأمول نباشد . فاما چون كسى كه ورا بايد كه بيابد اندر طلب تقصير نكند ، و اگر تقصير كند به مراد نرسد . پس چون يافته باشد اندر حفظ تقصير كند برهاند . [ و يافته برهانيدن صعب‌تر از به نايافته رسيدن از بهر آنكه هركه نيافته است نداند كه چه رهانيده است ؛ و هركه يافته برهاند ] داند كه [ چه ] رهانيده است ، و شك نيست كه اندر حال [ 180 ب ] غيبت خدمت ملوك نه چنان باشد كه اندر حال حضرت . آن كسى كه اندر غيبت ملك كارى كند تقصير بسيار كند ؛ و با خدمت ملك چيزها بياميزد . باز چون اندر حال مشاهدت خدمت كند نه تقصير كند و نه با خدمت چيزى بياميزد و نه از كس باك دارد ؛ چون داند كه ملك مرا همىبيند . اين است معنى قول پيغامبر عليه السلام چون جبريل مر او را سؤال كرد : ما الاحسان قال ان تعبد الله كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك . پس اين كس كه همى بىادبى كند از دو بيرون نيست : يا همى چنان داند كه حق تعالى ورا همىنبيند . اگر چنين است منكر است و كافر . يا همىداند كه حق عز و جلّ ورا همىبيند و با همين اين بىادبى مىكند . اگر چنين است بىشرم است و بىباك و بىحرمت و مستخف و خوار دارندهء خداوند است ؛ و آن كسى كه ورا صفت اين
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 666 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى