تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
نگرستن و نه چشم از روى ملك يا رد برداشتن و نه ناپرسيده سخن يا رد گفتن . آداب صحبت مخلوقان چنين است با حق جل جلاله صحبت كردن چگونه باشد ؟ ! و شريعت بدين دليل است . نبينى كه چون بنده مأمور است اندر نماز به استقبال كعبه التفات از وى گناه است و انحراف همه تن بىعذر نماز را تباه گرداند . اعراض از خانه بدين بزرگى است ، اعراض از خداوند خانه چگونه باشد ؟ ! و خبرى روايت آرد على رضى الله عنه از پيغمبر عليه السلام قال ان العبد اذا دخل فى صلاته فالتفت يمينا او شمالا يقول الله تعالى عبدى تلتفت الى من هو خير لك منى فاذا التفت ثانيا يقول الله تعالى عبدى تلتفت الى من هو خير لك منى فاذا التفت ثالثا يا مر الله تعالى بتلك فتطوى فيضرب بها وجه العبد فيسود بتلك الصلاة فيقول يا عبد الله فضحك الله يوم القيمة كما فضحتنى تجىء كل صلاة يوم القيمة لها نور يتلالا و اجيء يوم القيمة مظلمة سوداء . اين حال كسى است كه اندر خدمت به تن التفات آرد . پس كسى كه اندر قربت به سر اعراض آرد چگونه باشد ؟ ! « و العلة و العذر ما اجتمع عليه المسلمون و جاءت به احكام الشريعة » . و آن علتى و عذرى كه به وى از بنده عمل برخيزد ، آنگاه عذر گردد كه مسلمانان را به وى اجماع باشد يا شريعت اطلاق كند . فاما كسى كه مر خويشتن را رخصت دهد به خلاف حكم شريعت ، اباحتى باشد و خرم دين . تا بزرگان چنين گفته‌اند كه كسى كه از مذهبها رخصتها برگيرد خرم دين باشد ، كه مر او را ادب بايد كردن تا توبه كند . باز چون از مذهبها آنچه بااحتياطتر و به اجماع نزديكتر بردارد و اختيار كند ، اين كس دين خويش به احتياط گرفته باشد . پس رخصتها اختيار كردن با آنكه شريعت به وى آمده است همى روا نباشد ؛ و به اين فعل بنده همى ملام گردد . و رخصتى كه به شريعت نيامده است برگرفتن كى روا باشد ؟ ! و ببايد دانستن كه [ هر ] ملكى را حدى است ؛ هركه خواهد كه اندر مملكت يار ملك باشد ، پاى از حد وى بيرون ننهد ؛ و حد خداى عز و جلّ شريعت است . هر