نهد و او را علم باشد با آن علم او را از دخول معصيت منع كند يا بر خروج تنبيه كند . امتناع از معصيت طاعت است و بيرون آمدن بعد الوقوع فيه طاعت است . و گفتند كه عالم اندر معصيت سلامت بيش ياود كه جاهل اندر طاعت . اين است معنى قول پيغامبر صلى الله عليه و سلم طلب العلم فريضة على كل مسلم . و نيز گفت : اطلبوا العلم و لو بالصين . باز تفسير كرد مر اين علم را و گفت :
« و هو علم الوقت بما يجب عليهم ظاهرا و باطنا » . گفت : اين علم كه طلب كردن وى فاضلترين اعمال است علم وقت است به آنچه بر بنده واجب آيد ظاهر و باطن . ظاهر شريعت است و باطن حقيقت .
شريعت گزاردن [ امر است و ] حقيقت ترك خصومت است . ظاهر آن است كه آن كنى كه فرمايندت ، و باطن آن است كه چنان باشى كه دارندت . ظاهر آن است كه پاى از حد بندگى بيرون ننهى . باطن آن است كه جز به حق نظاره نكنى ظاهرا و باطنا . ظاهر شفقت خلق است ، باطن تعظيم حق است . ظاهر گزاردن امر است ، باطن قبول امر است . ظاهر امر ديدن است ، باطن آمر را ديدن است . چو [ به باطن ] امر بيند اندر گزاردن امر جان بر ميان بندد . باطن ديدن منعم است ظاهر گزاردن شكر نعمت است . باطن ديدن مبلى است ، ظاهر صبر كردن بر بلا است . ظاهر و باطن بر بنده نگاه داشتن واجب است . هر كسى كه به مراعات حق مشغول باشد اگر خللى درافتد معذور باشد .
چون مودع كه وديعت را نگاه دارد . اگر با نگاه داشت دزد ببرد بر وى تاوان نيست ، و اگر از نگاه داشت فروايستد از محل امانت به محل ضمان آيد . مراعات امانت خلق چنين است مراعات امانت حق تعالى چگونه باشد ؟ !
اين جوارح بنده كه ظاهر است و دل وى كه باطن است همه اندر دست وى امانت حقاند . امين آنگاه صفت امينى ياود كه امانت را نگاه دارد . هركه را به امانتى خائن يافتند ورا به ديگر امانت امين ندارند . چون بر خردى امين يافتند بر بزرگى امين دارند .
همواره خائن فروتر همىآيد و امين برتر مىرود ، و فروتر آمدن را نهايت است و برتر آمدن را نهايت نيست ؛ از بهر آنكه فروتر
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 654
مساهمون: محمد روشن
ص٦٥٤