تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
قوله : « و ابذل الناس بما فى ايديهم » . به آنچه در دست ايشان است از همه خلق سخىتر باشند ؛ يعنى آنچه دارند بدهند و باز نگيرند . و باز گرفتن از دو بيرون نيست : يا اعتماد است بر يافته ، و بر غير حق اعتماد شرك است ؛ يا متهم داشتن است دهنده را كه نيز ندهد . و متهم داشتن حق تعالى كفر است . و اين بنا است بر قول خداى عز و جلّ :
وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ .
قوله : « و ازهدهم عما فى ايدى الناس » . و از همه خلق ايشان زاهدتر باشند از آنچه اندر دست خلق است . از بهر آنكه هركسى را كه مشغول بينند به چيزى بجز حق بر وى رحم كنند . محال باشد كه خود را به صفتى آرند كه بر ديگران بدان صفت رحمت كنند . ديگر معنى آن است كه رغبت كردن اندر آنچه مر خلق را است آنگاه بايد كه با خداوند نيابند ؛ تا اندر خزينهء خداوند مانده است بنده را به غير خداوند طمع كردن محال است . پس هركسى كه رغبت كند به چيزى كه اندر دست خلق است از دو بيرون نيست : يا قسام را به قسمت متهم مىدارد ، يا مر آن كس را غنىتر و كريم‌تر از خداوند همىداند . و حكايتى است رابعة العدوية را كه مالك بن دينار را چنين گفت : و الله انى لا اطلب الدنيا ممن يملكها . [ فكيف اطلبها ممن لا يملكها ] ؛ و بر آن اصل كه ما نهاديم خود اين سخن درست نيايد . [ نخست بايد كه خلق بينند تا باز به خلق طمع كنند ] ؛ نخست بايد كه چيزى بينند تا باز بدان چيز رغبت كنند . و من راى شيئا سوى الحق فليس بعارف . و آن كسى كه همى حق تعالى را بيند نيارد از حق غير حق خواستن ؛ از بهر آنكه تا نخست از حق نظر بدان چيز نگرداند سؤال درست نيايد . و چون نظر از حق عز و جلّ بگردانيده باشد كه اندر آن اعراض جاودان بماند . از حق [ غير حق خواستن چنين مخاطره است از خلق ] خواستن چگونه باشد ؟ ! ثم قال « و اشدهم اعراضا عن الدنيا » . و از همه خلق ايشان روىگرداننده‌تر باشند از دنيا . از بهر آنكه دنيا مبغوضهء حق است چنان كه به خبر آمده است : ان الله تعالى منذ خلق الدنيا لم ينظر اليها
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 656 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى