چند روز طعام و شراب نيافتم . گرسنگى بر من غالب گشت . آخر راه باز يافتم . به مدينه اندر آمدم . شب بىگاه بود . بر سر گور رسول آمدم و گفتم : يا رسول الله ، من امشب مهمان توام . خواب مر مرا غلبه كرد . به خواب اندر ديدم رسول را عليه السلام كه مرا گردهاى نان داد . نيمهاى بخوردم . از خواب بيدار گشتم . نيمهء گرده اندر دست ديدم و لقمه اندر دهان . باقى آن بخوردم . فاغنانى الله تعالى عن الطعام و الشراب . آنكه اندر خواب از پيغامبر طعام گيرد چنين بود ، آنكه به بيدارى از حق گيرد چگونه باشد ؟ ! و دليل ارزاق اسرار آن است كه پيغامبر گفت : عليه السلام انى ابيت عند ربى فيطعمنى و يسقينى . و شك نيست كه آنجا طعام معتاد نباشد .
تا گروهى از بزرگان گفتهاند : فيطعمنى المودة و يسقينى المشاهدة . و اين خبر دراز است ، و لكن اصل وى آن است كه پيغامبر عليه السلام اندر دههء آخر ماه رمضان روزه را وصال آورد . ياران خواستند نيز تا وصال دارند ، بر ايشان انكار كرد . گفتند يا رسول الله ، واصلت فواصلنا . ايشان را گفت : انا لست كاحدكم انى اظل عند ربى فيطعمنى و يسقينى . باز نمود كه كهتران را با مهتران مزاحمت نبايد كردن و قدوم اندر مقامى كه نرسيده باشى نبايد نهادن كه با پيران مزاحمت كردن بىادبى باشد . و از مقامى كه نرسيده باشى خبر كردن شرك و منافقى باشد .
و اين مستنكر نيست كه مشاهده رزق گردد كه اندر خبرها آمده است كه مشاهدت يوسف عليه السلام [ زليخا را هفت سال ] غذا گشت .
و نيز هست كه چون يوسف را طعام و شراب نماند ، مشاهدت يوسف مر اهل مصر را غذا گشت . چون به مشاهدت مخلوق اين روا باشد .
مشاهدهء حق تعالى اولاتر . فان سلطان الله اغلب .
و اندر صفت اهل بهشت آمده است كه چون مؤمنان خداى تعالى را ببينند تا هوا بين جلاله و جماله ثمان مائة الف عام . اگر اندر حال حجاب غذاى ايشان طعام و شراب باشد اندر حال مشاهدت كه هشتصد هزار سال تايه بمانند غذاى ايشان چه باشد ؟ ! حال مشاهدت اندر قيامت چنين باشد كه ياد كرديم . اگر اين مشاهدت اندر دنيا كسى را
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 649
مساهمون: محمد روشن
ص٦٤٩