تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
خود مذموم‌تر به نزديك حق تعالى محمودتر . نبينى كه چون مصطفى صلى الله عليه و سلم گفت : ان الا بعد لشاعر أو مجنون ، ورا خلعت نبوت آمد . و چون آدم عليه السلام گفت : ربنا ظلمنا انفسنا . ورا خلعت خلافت ساختند ، و چون ابليس خود را ستوده ديد گفت : انا خير ، ورا داغ قطيعت نهادند . سمعنا و اطعنا را معنى اين باشد كه هرچند كه ما همىشنويم ثناى تو پاى برون ننهيم از طاعت تو . و گروهى چنين گفتند كه اين آيت جواب است مر آن را كه خداى عز و جلّ گفت :
لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ .
ياران گفتند مر رسول را عليه السلام [ يا رسول الله ، چيزى كه بر خاطر ما بگذرد با ما بدان شمار كنند ما طاقت اين كى داريم ؟ ! ] اذا كان الامر كذلك فقد اشتد علينا . فقال رسول الله صلى الله عليه و سلم : أ تريدون ان تقولوا سمعنا و عصينا كما قالت اليهود . گفتند كه يا رسول الله و لكن سمعنا و اطعنا . اندر بعضى تفسيرها چنين آمده است بر اين اعتراض كه بر پيغامبر كردند سالى حق عز و جلّ مر ايشان را بداشت بدين غم . از پس سالى فرج آمد و گفت : و قالوا سمعنا و اطعنا . شكر كرد از ايشان كه امر را به سمع و طاعت پيش رفتند . تا بزرگان چنين گفتند كه روا نباشد از كرم خداى عز و جلّ كه برابر كند مر آن را كه سمعنا و اطعنا گويد با آنكه سمعنا و عصينا گويد . باز گفت : غفرانك ربنا . اين مصدر است اى اغفر غفرانك يا ربنا . اين فضل نگر كه از بنده هيچ طاعت نخواهد تا شكر كند ، و اگر معصيت كرد گله نكرد . چون از معصيت آمرزش خواست آزادى كرد . و خواستن آن آمرزش به نص كتاب ظاهر كرد و آن جفا كه از وى آمرزش خواستند پنهان كرد . باز گفت : و اليك المصير . باز گشتن ما سوى تو است و بر تو هيچ چيز نپوشد ، هرچه خواهى كن . گروهى چنين گفتند كه اين خواستن آمرزش مر آن سخن اول را بود كه گفت : و ان تبدوا ما فى انفسكم او تخفوه يحاسبكم به الله . گفتند : سمعنا و اطعنا . فرمان برداريم و مطيع‌ايم و لكن به كرم با ما كار كن . آنچه بر سر ما گذرد بيامرز و با ما بدان شمار مكن . و اليك