تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
گله كند . اين است معنى قول عبد الله بن عباس اندر اين آيت كه گفت : ما كان الله ليشكر اقواما ثم يعذبهم . باز گفت :
كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ
بدين سخن مر ايشان را از كافران مكه بيزار كرد كه ايشان گفتند كه : الملائكة بنات الله . باز گفت : و كتبه و رسله . مر ايشان را از جهودى و ترسايى پاك كرد كه جهودان به تورات و به موسى بگرويدند و به عيسى و انجيل و به محمد [ و قرآن ] نگرويدند . و از ترسايانشان پاك كرد كه به عيسى و به انجيل بگرويدند و به محمد و قرآن نگرويدند . روا نباشد كه اندر دنيا جدايى افگند و به قيامت گرد آرد . باز گفت :
لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ .
[ اين شكر است كه همى خداى كند از امت مصطفى كه مىگويند ما ميان پيغامبران جدايى نيفگنيم يعنى به همه ايمان آريم و هيچ كس را ] دروغزن نداريم . [ 170 الف ] و اين از بهر آن است كه ايمان [ به ] اصل خويش جمع [ و ] تفريق است آنجا كه تفريق بايد جمع كفر است ؛ و آنجا كه جمع بايد تفريق كفر است چون همه انبيا را جمع بايد كردن اندر نبوت ، هركه تفريق كند يعنى به بعضى بگرود و به بعضى نگرود كافر گردد . و چون همه كتابها جمع بايد كردن كه همه منزل است از آسمان و همه حق و صدق است ؛ هركه تفريق كند تا به بهره‌اى نگرود كافر گردد . و چون خداى عز و جلّ را منزه بايد داشتن و پاك بايد گفتن از شريك و ولد و شبه و ضد و ند ؛ اگر كسى به چيزى از اين معنى مر ورا با چيزى جمع كرد و يا كند كافر است . پس خداى عز و جلّ به ايمان امت احمد بدين وصف گوايى داد كه ياد كرديم صحت ايمان ايشان را و باز گفت :
وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا ،
اى سمعنا بآذاننا و اطعنا بقلوبنا . و قيل سمعنا قولك و اطعنا امرك و قيل سمعنا ثناءك علينا بكرمك و اطعنا بانفسنا بعبوديتنا اياك . آن اول ديدار منت بود و اين ديگر به بندگى مقر آمدن بود ، و اندر زير اين اشارتى لطيف است و آن آنست كه هرچند همىشنويم ستودن تو مر ما را پاى از حد بندگى بيرون ننهيم و بدين ستودن غره نگرديم ، كه بزرگان چنين گفته‌اند : هرچند بنده به نزديك