تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
رسانيد . خداى تعالى گفت :
آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ .
پيغامبر صلى الله عليه و سلم جواب داد : و المؤمنون . خداى عز و جلّ گوايى داد كه به پيغامبر من ايمان آورد . و آنچه فروفرستاده‌اند سوى وى . رسول صلى الله عليه و سلم گفت : و المؤمنون . و مؤمنان نيز گرونده‌اند با من . مولا عز و جلّ به ايمان وى گوايى داد ، و وى به ايمان امت گوايى داد . و بنا كرد شهادت خويش را بر شهادت حق عز و جلّ . آن مقام بود كه شهادت جز به راستى روا نباشد و روا نباشد كه صدق مصطفى صلى الله عليه و سلم كذب گردد تا مقبول حق مردود گردد . و گروهى چنين گفتند كه : هر دو قول خدا است عز و جلّ گوايى داد بر ايمان پيغامبر خويش و بر ايمان مؤمنان و معطوف كرد ايمان مؤمنان را بر ايمان مصطفى صلى الله عليه و سلم و حكم المعطوف حكم المعطوف عليه . و اين دليل است كه چون بر ايمان مصطفى صلى الله عليه و سلم زوال روا نيست بر ايمان مؤمن هم زوال روا نيست . و اين آيت رواست بر آن كسهايى كه در ايمان استثنا روا دارند ، از بهر آنكه ايمان مؤمنان را هم چو ايمان پيغامبران خواند . و چون بر ايمان مصطفى صلى الله عليه و سلم استثناء روا نيست بر ايمان امت نيز استثناء روا نيست . و نيز گفتند آيت رد است بر معتزله از بهر آنكه خداى عز و جلّ [ گفت :
وَ الْمُؤْمِنُونَ
] ، بر ايمان همه [ امت ] گوايى داد و همه را نام مؤمن داد و ميان مؤمن و عاصى فرق نكرد . آنگه تفسير كرد مر ايمان را گفت :
كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ
تا آخر . شرط مؤمنى اين نهاد كه اندر آيت ياد كرد ، و اين شرط اندر عاصى همچنان موجود است كه در مطيع . اگر وجود معصيت زوال ايمان واجب كردى چنان كه ايشان گفتند كل آمن بالله را فايده‌اى حاصل نيامدى . و فايدهء ديگر اندر آيت اين است كه هر شهادتى كه آن شهادت حق است و صدق است حكم كردن بدان شهادت واجب است . اگر چنان باشد كه آن صفت در مشهود له نيايد ، شهادت صدق نباشد كذب باشد . و ديگر فايده آن است كه چون خداوند عز و جلّ بر كسى ثنا كرد روا نباشد كه ستودهء خويش را بنكوهد و چون از كسى شكر كرد روا نباشد كه