و استغفار از پس آن بود كه خداى عز و جلّ عرش آفريد ، و اما پيش از آنكه عرش آفريد هفت هزار سال بود كه وى تسبيح همىكرد و همىگفت : سبحان القديم الذى لم يزل سبحان العالم الذى لا يجهل سبحان الجواد الذى لا يبخل سبحان الحليم الذى لا يعجل [ 165 ب ] .
باز عبد الله بن عباس و كعب الاحبار چنين گفتند اندر اين خبر كه بعضى از وى ياد كرديم از بهر اين بود كه وى سيد اولين و آخرين گشت كه وى بود و هيچ خلق نبود . خداوند عز و جلّ را خدمت همىكرد هيچ خلق هنوز ناآفريده . اين است معنى اين سخن كه گفتيم كه وى مقدم بود بر همه خلق . و از اين معنى است كه خداى عز و جلّ گفت :
وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ .
هرچند به ظاهر بر وى وحى به آخر آمد مولا عز و جلّ [ وحى ] اول به وى مضاف كرد ، و لقد اوحى اليك . باز ديگران را بر وى عطف كرد ، گفت :
وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ .
و همواره معطوف عليه مقدم بايد تا عطف معطوف بر وى درست آيد . اشارت كرد كه هرچند به ظاهر خروج تو مؤخر است به باطن محل تو مقدم است . همه به تو عطفاند و تو به كس معطوف نه . كه همواره [ تبع ] بر متبوع معطوف باشد ، تو متبوعى و همه عالم تبع . تو آنى كه محب خويش را اندر تبعى تو نهادم ، چنان كه گفت :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ .
درست گشت كه مختص به همه معانى وى بود اندر ازل ، و هركه مقدم باشد امام باشد .
پس امام همه عالم وى است ، بدانكه مقام وى امام همه عالم است و كرامت و قرب وى بيشتر و پيشتر از همه عالم است . چون امام اندر ازل وى بود ، و لكن به بعث آخر آمد ، حق تعالى خواست تا از تقدم وى و امامت وى كه اندر باطن به ازل ثابت بود به ظاهر اندر وقت رسالت پديد كند تا مر خلق را امامت وى ظاهر شود . فرمان داد تا ورا به معراج بردند تا همه را امامى كرد ، چنان كه اندر قصهء معراج آمده است كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم گفت : چون مرا به بيت المقدس بردند مولا عز و جلّ همه پيغامبران مرسل را صلوات الله عليهم اجمعين زنده كرد و گرد آورد . من چنان دانستم كه جبريل