فرمان آمد تا ورا به معراج بردند تا اندر هفت آسمان با پيغامبران ديدار كرد چنان كه اندر قصهء معراج آمده است كه ] گفت صلى الله عليه و سلم : مررت بموسى و هو يصلى فى قبره عند الكثيب الاحمر . باز گفت : رايت موسى فى السماء السادسة . و گفت : مرا بر موسى گذرانيدند و وى با خويشتن همىگفت كيست كه ورا از من همىبرگذرانند . او با بنى اسرائيل چنين گفتى كه گرامىترين خلقى بر خداى عز و جلّ منم . جبريل [ جواب ] داد مر او را كه اين سيد اولين و آخرين است . موسى گفت : مر او را فرستادند . گفت : فرستادند بر من . سلام كرد و مر مرا بستود و گفت گوارنده باد اين كرامت كه خداى عز و جلّ مر ترا كرد .
و نيز گفت : پيرى را ديدم به دست راست سوى پشت همىنگريستى و همىخنديدى و به چپ سوى دوزخ همىنگرستى و همىگريستى . گفتم اين كيست . جبريل گفت : اين آدم است . چون فرزندان خويش را اندر نعيم بهشت همىبيند شادى همىكند ، و چون گروهى را در عذاب دوزخ همىبيند همىگريد . پس مرا فرمود تا بر وى سلام كردم ؛ و مر ورا خبر داد كه فرزند تست محمد مصطفى عليه السلام .
و قصهء ديگر پيغامبران عليهم السلام همچنين ياد كرد چون عيسى و ابراهيم و ادريس و غير ايشان ، و لكن اين كتاب جاى قصه نيست .
بعضى ياد كرديم تا مذكور بر متروك دليل باشد . و مراد از اين سخن آن بود كه همه مشتاق ديدار وى بودند خواستند تا همه ورا ببينند ملايكه و رسل پيش از قيامت ورا بردن به معراج حكمت اين بود .
و گروهى گفتند كه حق عز و جلّ او را بر همه مقدم كرد اندر اول چنان كه اندر خبر آمده است كه اول چيزى كه خداى تعالى بيافريد نور محمد آفريد چهار هزار سال راست بر عرش ايستاده بود دو كار همىكرد : تسبيح و استغفار . تا چون قيامت گردد آن تسبيح خويش مطيعان امتان خويش را بخشد ، تا تقصير ايشان بدان تسبيح تمام گردد . و آن استغفار خويش عاصيان امت خويش را بخشد تا سبب مغفرت عصيان ايشان گردد . اندر خبر چنين آمده است كه اين تسبيح
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 604
مساهمون: محمد روشن
ص٦٠٤