تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ .
چون بركت وى سراى فنا [ را ] بيافت ، حق عز و جلّ فرمود تا او را به سراى بقا بردند و به بهشت اندر آوردند تا بركت نظر وى نعمت بهشت را تمام كند بر امتان وى ، كه سراى بىكدخداى ناقص باشد . تمام آنگاه باشد كه كدخداى قدم اندر وى نهد . باز فرمود تا ورا به دوزخ آوردند تا نظر وى به دوزخ افتد كه به بركات نظر وى امتان وى را از عذاب دوزخ نجات آيد . عادت ملوك اندر دنيا اين است كه چون ملك را چشم بر زندانى افتد به بركت نظر وى بند از وى بردارند . چون اندر دنيا نظر ملوك دنيا مر زندانى را از بند و زندان نجات آيد ، اولاتر كه عاصيان مؤمنان را از دوزخ به بركت نظر مصطفى صلى الله عليه و سلم فرج و نجات آيد . دليل اين اشارت آن است كه پيغامبر صلى الله عليه و سلم گفت : بنده‌اى را به قيامت آرند كه نام وى محمد باشد و گناهان بسيار دارد . از خداى عز و جلّ فرمان آيد بندهء من ، مادر و پدر تو ترا نام محمد كردند شرم نداشتى كه با نام دوست من معصيت كردى ! اگر تو با اين نام شرم نداشتى [ 164 الف ] از معصيت كردن ، من بارى با اين نام شرم مىدارم از عذاب كردن . مر او را به بهشت بريد كه آمرزيدمش . و تأويل شرم خداى عز و جلّ كرم باشد . چون گويد شرم دارم ، معنى وى آن بود كه از كرم خود نپسندم . پس چون نامى كه مادر و پدر نهادند سبب نجات باشد ، [ اولاتر كه نظر وى سبب نجات باشد . ] و نيز گروهى گفتند كه به اخبار آمده است كه تا لواى محمد صلى الله عليه و سلم اندر قيامت بر پا مىباشد دوزخ را با هيچ دشمن كار نباشد . چون وى لوا بگرداند و با مؤمنان روى سوى بهشت نهد ، آنگاه دوزخ كافران را گرفتن سازد . چون بركت لواى وى دوزخ را از دشمن منع كند ، اولاتر كه بركت نظر وى دوزخ را از مؤمن منع كند . چون سراى بقا بر وى عرض كردند تا بركت نظر وى اين كرد كه ياد كرديم فرمود تا از هفت آسمان بگذشتند تا بركت وى به اهل آسمان برسد تا حق تعالى به بركت نظر وى تقصير ايشان به ايشان