تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
و به اكبر اقبال كنند . چون خواستند كه او را از دنيا اعراض افتد ، بزرگى عقبى بر وى عرضه كردند تا شغل وى به اعظم مر او را مشغول گردانيد از اقبال به اصغر . باز چون خواستند تا به سراى بقا اقبال نكند مر او را به همت قسمت ازل به قضا و قدر مشغول كردند تا از سراى بقا ياد نيامدش . باز چون خواستند تا ورا به كل كون ميل نباشد مردى را به مشاهدهء مكون كون چنان مشغول كردند كه كون را به چشم وى مقدار نماند . فشغله مكون الكون عن النظر الى الكون . اين گروه كه بدين معنى تخريج كردند حكمت معراج را گفتند قول خداى عز و جلّ :
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
معنيش اين است : ما زاغ فى الدنيا و لا طغى فى العقبى اى ما مال فى الدنيا من الحبيب الى الدنيا و ما جاوز الحد فى العقبى فى اختياره مراده على مراد المولى . تا بزرگان چنين گفتند اندر اين فصل من رضى بمقامه حجب عن امامه . و گفتند چون جبريل عليه السلام آمد كه مصطفى را صلى الله عليه و سلم به معراج برد گفت يا محمد ، خيز تا ترا ببرم ، مصطفى صلى الله عليه و سلم به سر همىگويد زمانى باش تا من ترا بنمايم كه مرا تو بردى يا من ترا بردم . چون به سدرة المنتهى رسيد جبريل بايستاد . مصطفى را گفت صلى الله عليه و سلم تقدم يا محمد ، جواب داد كه بر زمين همىگفتى ترا من برم . اگر تو مرا برديى تو رفتيى و من ماندمى . چون من رفتم و تو ماندى من ترا بردم نه تو مرا بردى . پس چون مصطفى صلى الله عليه و سلم جبريل را گفت پيشتر آى ، جواب داد و ما منا الا له مقام معلوم . مصطفى گفت صلى الله عليه و سلم : پنداشتم كه تا خداوند مقامى هنوز با مقام مانده‌اى اين است معنى من رضى بمقامه حجب عن امامه . و آنچه گفت و ما منا اشارت است كه كسى باشد از آدميان كه ورا مقام معلوم نباشد ، و اگر همه خلق از آدمى و فرشتگان صاحب مقام بودندى جبريل گفتى و ما من الخلق الا له مقام معلوم . چون منا گفت و اشارت به فرشتگان كرد دليل گشت كه از آدميان كس هست كه ورا مقام معلوم نيست تا تخصيص منا را فايده پديد آيد . و اگر از آدميان كسى را روا باشد