تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
سنت و جماعت اين خطا است و بدعت و ضلالت و كفر است ، از بهر آنكه دنو قرب مكان باشد هر دو اندر يك مكان بايد تا به انتقال قريب شوند يا به انتقال بعيد شوند . و هر گاهى كه دو ذات بوند اندر دو مكان يكى سوى اين ديگر انتقال كند تا به وى قريب شود به معنى ملازقت شايد كه آن ديگر نيز انتقال كند سوى مكان اين تا به وى نزديك شود ، به معنى ملازقت . پس اگر روا باشد كه محمد را زمين مكان باشد و خداى تعالى را آسمان چنان كه شايد كه محمد را به آسمان برند تا قريب‌تر گردد ، شايد كه خداى تعالى از آسمان به زمين آيد تا به محمد قريب‌تر گردد . و هر كه اين روا دارد كافر است . و اين فصل اندر مكان خويش ياد كرديم . و ببايد دانستن كه هر قربى كه آن قرب مكان باشد تا به تقدم قرب افتد و به تأخير بعد افتد شايد كه آن قرب به جايى رسد كه مماست و ملازقت گردد . و اين صفات جسمين است يا صفات جوهرين و هركه خداى را اين روا دارد كافر است . پس اهل سنت و جماعت بر خداى نه قرب ملازمت روا دارند و نه بعد مسافت و نه مماست و نه مباينت و نه اتصال و نه انفصال و نه اجماع و نه افتراق نه حلول اندر اماكن و نه كون فوق مكانى . و نيز خود بحث مكانى و نه حركت و سكون و نه تقلب و نه آن چيزها كه بدان ماند ؛ از بهر آنكه اين همه صفات محدثات است دليل بر حدث . و روا نباشد بر قديم صفتى كه آن دليل باشد بر حدث محدث . [ 161 ب ] و دليل بر بطلان اين معانى كه ياد كرديم آن است كه اين معانى آنگه درست گردد كه شيئين بود . و چون اتفاق است كه خداى عز و جلّ اندر ازل بود و با وى هيچ چيز نبود باطل گشت كه از اين معانى بر وى هيچ چيز روا نباشد . و هر صفتى كه مشبهه بر خداى عز و جلّ روا دارند همه باطل شود بدين معانى كه ياد كرديم . پس درست گشت كه اين معانى روا نيست و دنوى محمد صلى الله عليه و سلم بدين وجوه نيست . باز گرديم به قول اهل سنت و جماعت . گروهى چنين گفته‌اند : ثم دنا فتدلى اى دنا جبريل من محمد عليه السلام ليلة المعراج عند سدرة المنتهى . اين دو را قرب ملازقت نهند ميان محمد و ميان جبريل . و