و اندر قرآن يكى صديق مريم است ، چنان كه خداى تعالى گفت :
وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ
؛ و ديگر يوسف است كه خداى تعالى گفت :
يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ
؛ و سديگر ابراهيم است كه خداى تعالى گفت :
إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
؛ و چهارم ابو بكر است كه خداى تعالى گفت :
وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ
؛ و پنجم امت محمداند ، چنان كه خداى تعالى گفت :
وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ .
و اين از بهر آن است كه هر يكى از ايشان ايمان آوردند به چيزى عجب خلاف عادت ، نام صديقى يافتند . مريم ايمان آورد به فرزند بىپدر ؛ صديقه نام يافت .
و يوسف ايمان آورد به خوابى بىمعاينه ، قدم اندر چندان بلا نگاه داشت به قوت جوانى صديق نام يافت . و ابراهيم بر مقام خلت قدم اندر فشارد و وفاى دوستى به جاى آورد و فرزند و مال و تن فدا كرد و او از آتش باك نداشت . دوست بر همه بدل آورد ، بر دوست هيچ بدل نياورد ، نام صديقى يافت . و ابو بكر به معراج ايمان آورد ؛ و اين خلاف عادت است كه يكى آدمى به يك شب به آسمان شود و بازآيد . و تن و جان و فرزند فدا كرد ، عجب باشد .
هرچند بلا بيش گماشت بر وى بدل نياورد . نام صديقى يافت . و نيز خداى عز و جلّ ادريس پيغمبر را عليه السلام صديق خواند گفت :
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
. از بهر آنكه وى چيزى عجب كرد بيش از جهانيان قيامت غيب خود را معاينه كرد و پيش مرگ باز رفت ، و دوزخ را نظاره كرد . [ 157 ب ] و حيلت كرد تا اندر بهشت رفت ، نام صديقى يافت .
و اما اخبار اندر معراج مختلف است ، كه از پيغامبر آمده است صلى الله عليه و سلم گفت : صليت العشاء الآخرة عندكم و صليت ركعتها ببيت المقدس و صليت الوتر تحت العرش . و مر خفته را نماز نباشد . دليل گشت كه بيدار بود . و آن وقت كه كفار قريش طعن كردند در معراج پيغمبر و خواستند كه ورا دروغزن گردانند . چون وى خبر داد كه به بيت المقدس بودم و پيغمبران را زنده كردند و مرا پيش فرستادند و امامى كردم ، كافران قريش ورا نشان بيت