تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
را همين فرمود گفت :
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ .
و خداى تعالى خبر داد از لقمان حكيم كه پسر خويش را وصيت كرد گفت :
وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ .
و از بهر آن صبر فرمود كردن تا مرورا پديد آيد كه از بهر خداى بود نه بر نصيب نفس . و خداى عز و جلّ بر اين امت ثنا كرد و مر ايشان را بهترين امتان خواند به سبب امر معروف گفت :
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ .
و به خبرى كه پيغامبر صلى الله عليه و سلم گفت : لا يزال امتى بخير ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر فاذا تركوا ذلك ظهر الزلازل و الفتن . و پيغامبر گفت صلى الله عليه و سلم : خير الشهداء عند الله تعالى حمزة ثم رجل قام الى امام جائر فامره و نهاه و قتله . و لكن با همين لطف و لين بايد ، از بهر آنكه خداى تعالى موسى را گفت :
فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً .
به خبر چنين آمده است كه موسى گفت عليه السلام وى بدين درشتى و زشتى همى سخن گويد و تو مرا با وى همى نرمى فرمايى . امر آمد كه يا موسى وى ترا پرورده است و من اولاترم كه حق [ وى ] از تو بگزارم . و بزرگان چنين گفته‌اند كه مرورا نرمى فرمود از بهر آنكه وى اندر وقت مناجات گستاخى كرد و گفت : ان هى الا فتنتك . امر آمد كه يا موسى [ با فرعون ] مدارا كن كه وى نه منم ، من بسيار بينم و به كرم اندر گذارم و باز وى يكى اندر نگذارد . و كان هذا شفقة على موسى لا حرمة لفرعون . و گروهى گفتند كه فرمودن موسى را به مدارا كردن تنبيه [ بود ] بر كرم حق عز و جلّ . اگر تو درشتى كنى بندگان را از در ما برمانى . گويند رسول بدين درشتى است ، خداوندگار چگونه باشد ! ! چربى كن تا گويند رسول بدين كريمى است ، خداوندگار خود چگونه است ! و از اين معنى مثل زده‌اند و گفته‌اند عين الغلام ينبئك عما فى ضمير المولى من الكتمان . و بر موافقت اين خبر است كه خداى عز و جلّ [ 154 ب ] وحى فرستاد به داود عليه السلام كه : يا داود احبني و احببنى الى عبادى فقال الهى احبك فكيف احببك الى عبادك قال ذكرهم آلائي و نعمائى حتى يحبونى