نگاه مىدارد .
مثل اين چنان است كه اگر كسى را چيزى عزيز باشد چون گوهر در صندوق ، آن صندوق را نگه دارند نه قدر صندوق را . لكن قدر آن را كه در صندوق است . و ملوك را چون در خانه خزانهاى باشد پاسبان را گرد خانه بخوابانند نه قدر خانه . و لكن از بهر آنكه در خانه است . و همچنين خداى تعالى از هفت اندام مؤمن عاصى بلاها مىگرداند نه قدر اندام را ، لكن در ميان تن خزانهاى است و آن دل است ، و در آن خزانه عطايى است و آن معرفت است . حرمت آن عطا را ظاهر مؤمن را با هزار جفا از بلاها نگه مىدارد .
و حكما چنين گفتهاند : مثل دل مؤمن كه در او معرفت باشد در تنى عاصى ، چون فرزندى عزيز است در كنار [ 23 ب ] داماد بدخوى .
آن فرزند پيش پدر بنالد از شوى خويش ، پدر جواب دهد كه تا تو در كنار اويى او را آزردن روى نيست . همچنين نيز چون اندامها جفا كنند ، دل به خداى تعالى بنالد . فرمان آيد كه تا تو در ميان اويى ما را با او بد كردن روى نيست . تا از بعضى از علما اين خبر را كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم گفت : ان الله تعالى لا ينظر الى صوركم و لا الى اعمالكم و لكن ينظر الى قلوبكم . تأويل اين نهادند كه دل به شبانروزى سيصد و شصت بار به خداى تعالى نالد از جفاى نفس .
هر بارى حق تعالى به وى نظر رحمت كند تا بيارامد . اگر نظر رحمت نيستى دل با نفس نياراميدى . اين است معنى قول پيغامبر صلى الله عليه و سلم : ان لله تعالى فى كل يوم و ليلة ثلاثمائة و ستين نظرة فى قلب كل مؤمن و مؤمنة .
و خداى تعالى فرزند را در رحم مادر وديعت خواند گفت :
وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها
. گروهى گفتهاند مستقر پشت پدر است و مستودع رحم مادر . و آن را بدان معنى مستودع خواند كه پدر آب خويش را آنجا وديعت نهاد . پس اگر پارهاى آب گنده را كه به مجراى بول پدر به درآمد و در ميان بول روان گشت ، و در مجراى بول مادر آمد و در ميان بول و دم قرار گرفت ، چندين حرمت آمد كه او را نگه بايد داشتن از آفات . و حق تعالى نپسندد كه تا آن وديعت آنجا بر جاى