طلب ناكردن ، و بر توكل زيستن و به وقت خويش اختيار ناكردن ، و بر خداى خويش از بهر نفس اعتراض ناكردن و از وطن و اهل و دوستان بريدن . اين همه صفات اصحاب صفهء مصطفى صلوات الله عليه است . اصل مذهبشان اين بود تا به گشتن روزگار تباه گشت همچنانكه كارهاى ديگر . در اصل مذهب طعن نيست . طعن در آنكس است كه مذهب را خلاف كند چنان كه اگر بازرگان در بازرگانى خيانت كند اصل بازرگانى تباه نگردد ؛ و اگر غازى غلول كند اصل جهاد تباه نگردد ؛ و اگر عالم دنيا طلب كند شريعت تباه نگردد : و اگر سلطان جور كند اصل سلطانى تباه نگردد . به هر روزگارى هر گروهى درخور يكديگر باشند . چون صوفيان به اصل بر اين طريق بودند ، و اين طريق اصحاب صفهء پيغامبر است عليه السلام ، ايشان را صفى و صوفى خواندند .
قوله : « ودائع الله بين خليقته » . زنهاريان خداىاند اندر ميان خلق وى . و معنى اين سخن آن است كه ايشان را حق تعالى در ميان خلق زنهار نهاده است تا خلق را به بركت ايشان از بلاها نگه دارد .
و در اخبار آمده است كه هيچ وقت اين امت از چهارصد مرد ابدال خالى نباشد . در اين چهارصد ، چهل اوتاداند . يعنى ميخهاى زميناند ، چنان كه حق تعالى كوهها را ميخهاى زمين خواند و گفت :
وَ الْجِبالَ أَوْتاداً .
اگر كوهها نيستندى زمين را آرام نبودى ، و اگر اين اوتاد نيستندى ، از شومى معصيت عاصيان عالم ويران گشتى . و از اين چهل ، چهار نقبااند . و از اين چهار ، يكى قطب است . سلامت كافران در بركت مؤمنان است . و سلامت عامهء مؤمنان در بركت ابدال است ، و سلامت ابدال در بركت اوتاد است ، و سلامت اوتاد در بركت نقبا است ، و سلامت نقبا در بركت قطب است . چون قطب را وفات رسد ، يكى را از نقبا به جاى او رسانند . و چون يكى را از نقبا وفات آيد يكى را از اوتاد به جاى او رسانند . و چون از اوتاد يكى را وفات رسد يكى را از ابدال به جاى او رسانند . و چون يكى را از ابدال وفات رسد از عامهء نيكمردان يكى را به جاى او رسانند .
بدين معنى ودايع خداىاند در ميان خلق ، كه خلق را به بركت ايشان