از ايشان برمگير ، بديشان نگر كه من هم بديشان نگرم . نزديك خلق درويش ايشاناند و توانگر اين ديگران . و نزديك من توانگران ايشاناند و درويش اين ديگران . از بهر آنكه توانگر نه آنست كه دنيا دارد ، چه توانگر آن است كه مولا دارد . چون من آن توانگران را نهام ، توانگر كىاند ؟ ! درويشترين خلق ايشاناند .
[ 24 ب ] و چون من اين درويشان را باشم درويش كى باشد ؟ ! توانگرترين خلق ايشان باشند .
تفسير وصيت كردن خداى تعالى پيغامبر را صلوات الله عليه از بهر درويشان اين است از پس آنكه اين امرها بيامد ، چون مصطفى صلوات الله عليه و سلم درويشى را بديدى گفتى : بابى من وصانى ربى به . پدر من فداى آن كس باد كه خداوند من او را به من وصيت كرد . چون عنايت حق تعالى بديد در كار ايشان ، چون همه دنيا بر او عرضه كردند ، اعراض كرد و فقر اختيار كرد تا گفت : لى حرفتان الفقر و الجهاد . و چون بزرگى محل فقرا بديد به دعا درخواست تا حق تعالى او را بر همان نگاه دارد ، گفت : اللهم احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين .
قوله : « و خباياه عند صفيه » . و نهانيان اواند نزديك دوست او .
يعنى پيغامبر صلى الله عليه و سلم . معنى اين سخن آن است كه خداى تعالى اين درويشان را به نزديك پيغامبر صلى الله عليه و سلم پنهان كرده است و نزديك وى زنهار نهاده است . و اين دليل باشد بر بزرگى محل و قدر ايشان و خصوص ايشان ، كه پنهان نكنند مگر خاصگيان را . و به مقدار محل زنهارى زنهاردار جويند تا به نزديك او زنهار نهند . هرچند زنهارى عزيزتر ، زنهاردار امينتر و بزرگتر . و چون در دو جهان كس از مصطفى صلى الله عليه و سلم بزرگتر نبود و از او عزيزتر و امينتر نبود ، درويشان را به نزديك او زنهار نهاد و او را نصب كرد به تيمار داشتن ، و كار ايشان راست كردن دليل گشت بر بزرگى جاه ايشان و محل ايشان .
قوله : « هم فى حياته اهل صفته » . ايشان در زندگانى پيغامبر صلى الله عليه و سلم اهل صفهء او بودند . و اين اصلى است در شرف
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: محمد روشن
ص٩٨