تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
باشد كه نخواهد كه زنا كنند و خواهد كه از آب ايشان بچه آفريند ، اين تناقض است و مر اين را جواب نيست . و نيز گوييم نه كشتن كافر مؤمن را معصيت است ، و خداى تعالى معصيت نخواهد ؟ گويند بلى . گوييم نه كشته شدن مؤمن به دست كافر شهادت است و شهادت خير است و خداى تعالى خير خواهد ؟ گويند بلى . گوييم پس چگونه باشد كه خواهد كه اين مؤمن شهيد گردد و نخواهد كه كافر او را بكشد ، و شهادت وى نبود مگر در كشتن كافر ورا . و پاكى اعتقاد اين طايفه بدان جايگاه است كه پيرى بود وى را حارث محاسبى گفتند . سنى بود و پدر وى قدرى بود . پدرش بمرد و سى هزار دينار از وى بماند . سلطان را فرمود كه اين مال بردار كه مرا نشايد . گفتند چرا ؟ گفت از بهر آنكه پيغمبر صلى الله عليه و سلم گفت : لا يتوارث اهل ملتين شتى . و پدر من گبر بود و من مسلمان‌ام ، و مسلمان از مغ ميراث نيابد . « و قال عمر يا رسول الله ، أ رأيت ما نعمل [ فيه ] اعلى امر قد فرغ منه او امر مبتدأ فقال [ 114 ب ] على امر قد فرغ منه فقال عمر أ فلا نتكل و ندع العمل فقال اعملوا فكل ميسر لما خلق له » . عمر گفت : يا رسول الله ، چه بينى اين كارى كه همىكنيم بر چيزى است كه از وى فارغ گشته‌اند يا از خويشتن همى آغاز كنيم . پيغامبر گفت : صلى الله عليه و سلم بر كارى كه از آن كار فارغ گشته‌اند ، و گفت بر آن تكيه نكنيم و كار به جاى مانيم ؟ گفت : كار كنيد كه بر هركسى آن آسان كنند كه ورا از بهر وى آفريده باشند . مصطفى صلى الله عليه و سلم خبر داد كه كارى كه بر دست بنده رود از بهر آن كار آفريده باشد وى را ، و بنده را قدرت كى باشد كه جز آن كند كه ورا از بهر وى آفريده باشند . چون خلقت خويش را تغيير نتواند كردن از آن وجه كه ورا آفريده‌اند همچنين نيز نتواند جز آن كردن كه ورا از بهر آن آفريده‌اند . و نيز گفت : كل ميسر ، و ميسر مفعول بود تا وى ميسر باشد . درست گشت كه هرچه مىكند به تيسير خداى تعالى مىكند . و نيز گفت : على امر قد فرغ منه . گفت : اين كار كه بندگان همىكنند از
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 423 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى