تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
كَخَلْقِهِ » .
گفت : مرا شريك گفتند و آن شريكان همچون خلق من خلق آفريدند . [ قوله ] : « فتشابه الخلق عليهم » . تا پوشيده گشت بر ايشان ، يعنى بر خلق كه آفريدهء من كدام است و آفريدهء شريك من كدام . [ قوله ] :
« قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ »
.
بگوى كه آفريدگار همه چيزها خدا است جل جلاله . [ قوله ] : « فنفى ان يكون غيره خالقا » . نفى كرد كه غير خدا خالق باشد . و اين رد است بر بت‌پرستان از بهر آنكه خداى را عز و جلّ شريك گفتند ، و خداى تعالى بطلان سخن ايشان ما را پديد كرد ، و بر آن حجت ياد كرد و گفت : اگر مرا شريك بودى ، [ 112 ب ] آن شريك همچون من خالق بودى ، آنگاه مخلوقان بر خلق پوشيده گشتى كه مخلوق من كدام است و آن شريك من كدام . پس چون آفريدگار همه منم ، درست شد كه مرا شريك نيست . پس خداى تعالى كه شريك از خود نفى كرد به نفى خالقيت درست كرد . پس هركسى كه غير خداى را خالق روا دارد شريك ثابت كرد و درست كرد كه حجت خداى تعالى بر كافران درست نيست . و اندر اين فصل دو فايدهء نيكو هست : يكى آن است كه بر قول معتزله خدايى بت را ثابت گردد و فرعون و نمرود را ، از بهر آنكه خداى تعالى گفت مرا شريك نيست ؛ از بهر آنكه غير من خالق نيست و نزديك معتزله فرعون خالق افعال خويش است و همه بندگان همچنين . چون خالقيت ثابت گشت غير خداى عز و جلّ را شريك بايد كه ثابت گردد . لعنت بر آن باد كه ورا اعتقاد اين است . و يكى بتر از اين آن است كه چون خداى عز و جلّ گفت مرا شريك نيست ، از بهر آنكه غير من خالق نيست بت‌پرستان اقرار دادند بر آنكه غير وى خالق نيست ، با آنكه ايشان را به خداى تعالى معرفت نبود . معتزلى كه همىگويد كه من به خداى عارف‌ام و مر خويشتن را لقب نهادند به دروغ كه ما اهل عدل و توحيديم مى روا دارند غير خداى خالق و بت‌پرست روا ندارد . لعنت بر چنين موحدان باد كه توحيدشان بتر از شرك مشركان باشد .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 416 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى