تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ ،
مراد چيزى ديگر است غير رب . و آنجا كه گفت :
وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ
همچنين . چون اندر همه قرآن ذكر رب را همىنشايد تأويل كردن به غير رب ، اينجا نيز هم نشايد . و اگر مراد از اينجا ثواب رب بودى انتظار بودى . و ما درست كرديم كه تأويل انتظار مر اين آيت را محال است . و اگر از پس وجود ثواب بودى تا به ثواب اندر نگرستى ، آن نظر به رب بودى . امروز خود اين نظر جائز بودى به هر نعيمى كه بنده اندر دنيا بيافتى تخصيص قيامت را فايده نبودى . و باز گفت : « و قولهم :
أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ
، سؤال آية » . گفتند گفتار موسى عليه السلام بنماى مرا تا بنگرم به تو . خواستن آيتى بود و نشانى ، يعنى مرا آيتى بنماى تا بدان آيت اندر نگرم دليل كنم بر تو نه آنكه من ترا بينم . باز جواب داد . « [ قوله فانه قد اراه آياته ] » . گفت خداوند تعالى مر او را آيتها بسيار نموده بود ، يعنى چون آيتها بسيار يافته بود ديگر خواستن چه فايده بود كه يك آيت بر خداوند دليل همان باشد و صد هزار همان . اگر ورا ديدن آسمان و زمين و ماه و آفتاب و شب و روز و تن وى و آنچه اندر عالم است [ 107 الف ] دليل بس نبود ، آن ديگر كه بخواستى هم بس نبودى . و نيز ديگر جواب آن است كه اين سؤال ديدار از پس دريا گذشتن بود ، و موسى آنگاه كه از مدين با دختر شعيب عليهما السلام مىآمد ، اندر بيابان آتشى ديد . چنان كه خداى تعالى گفت :
آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً .
برفت و با خداى تعالى مناجات كرد و مر او را عصا داد تا ثعبان گشت و بديد ؛ و يد بيضا داد كه مر شعاع آفتاب را همى غلبه كرد ؛ و با جادوان جنگ كرد و همه را مقهور كرد و همه عصاها و رسنهاى جادوان را فروخورد و قبهء فرعون را به دهان گرفت ؛ و چون موسى دست بر وى نهاد هم چندان گشت كه بود ، نه كاست و نه افزود . و چون عصا بر دريا زد دريا بشكافت ؛ و جز اين نيز آيتهاى ديگر چون طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم . اگر اين همه آيتها او را بس نبود ديگر هم بس نبودى از اين بيش كه دادش چه دادى ؟ !