تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
و باز به قيامت چون مشاهده گردد تمييز نماند . و مرگ و گور همچنين است . هرگز يقين مرگ و گور چون مشاهدهء مرگ و گور نباشد و يقين شمار و ترازو ، چون مشاهده شمار و ترازو نباشد و يقين قيامت چون مشاهدهء قيامت نباشد و يقين [ صراط و دوزخ ، چون مشاهدهء صراط و دوزخ نباشد و يقين ] بهشت و نعيم ، چون مشاهده نباشد . همچنين نيز يقين بنده به خداى تعالى همچون ديدار خداى تعالى نباشد . و اين است معنى خبر پيغامبر صلى الله عليه و سلم كه گفت : اعبد الله كانك تراه . چنان پرست خداى تعالى را كه گوييش هميشه بينيش . اگر در وعد عبادت رؤيت همان بودى كه اندر وعد معاينه ، تشبيه كانك درست نيامدى . زيرا كه چيزى را بر نفس خويش تشبيه نكنند ، و لكن به غير وى تشبيه كنند . پس معنى خبر چنين باشد كه خداوند را جل جلاله چنان پرست كه اندر وقت عبادت ترا شك نباشد . همچنان‌كه چون بينى ورا اندر وقت ديدار هيچ شك نباشد . باز شيخ رحمه الله دليل كرد بر آنكه اندر دنيا ديدار نباشد ، [ قوله ] : « لانه غاية الكرامة و افضل النعم » . گفت : غايت همه كرامتها و فاضل‌ترين همه نعمتها ديدار است . [ قوله ] : « و لا يجوز ان يكون ذلك » . و روا نباشد كه آن نباشد . [ قوله ] : « الا فى افضل المكان » . مگر اندر فاضل‌ترين وقت [ بايد ] و فاضل‌ترين مكان بايد فاضل‌ترين عطا را . باز گفت : « و لو اعطوا فى الدنيا افضل النعم لم يكن بين الدنيا الفانية و الجنة الباقية فرق » . و اگر اندر دنيا بيافتندى فاضل‌ترين نعمتها ميان دنياى فانى و عقبى باقى فرق نبودى . اگر ما را به ايمان معارضه كنند كه ايمان فاضل‌ترين [ همه ] نعمتها است و اندر دنيا روا بود چرا [ ديدار ] روا نبود . جواب [ 108 الف ] آسان است و آن آنست كه گوييم ايمان خبر است و خبر به غيبت درست آيد . نبينى كه چون خبر معاينه مىگردد صحت ايمان مىبرخيزد . باز ديدار مشاهده است و مشاهده اندر حضرت درست آيد . خبر به سراى فنا
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 398 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى