تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
بزرگان چنين گفته‌اند كه مؤمنان بينند و منافقان نبينند ، از بهر آنكه هركه را اندر دنيا معرفت باشد اندر دل فردا ديدار باشد به چشم ؛ و هركه را معرفت نباشد اندر دنيا اندر قيامت ديدار نباشد . پس منافق را اندر دنيا ديدار دل نبود ، و لكن تلبيس همىكرد و با مؤمنان موافقت همىكرد به گزارد شريعت تا چنان نمايد كه از ايشان است اندر آن جهان نيز . ورا ديدار چشم نباشد ، خواهد كه با مؤمنان سجده كند ، تا چنان نمايد كه از ايشان است ، و از منافقان اين عجب نيست كه چنان گمان برند كه ما خداوند را جل و علا بتوانيم فريفتن . نبينى كه خداى تعالى گفت :
يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا .
پس چون منافقان خداع كنند ، خداى تعالى پردهء ايشان بدراند تا پشت‌هاشان چون سروى گاو كج بماند ، نتوانند فروآمدن و نه به راندن . و مؤمنان مخلصان توفيق يابند به سجده كردن ، و از بهر آن است كه قرب مؤمن به سجده اندر نهاد . خداى تعالى چه اندر آن جهان ديدار كه بياود بنده بر اثر ديدار سجود كند ، و كمال قرب اندر مشاهدت است . نبينى كه خداى تعالى گفت :
وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ .
و پيغمبر گفت صلى الله عليه و سلم ان اقرب ما يكون العبد الى الله اذا سجد . تا بزرگان چنين گفته‌اند اذا صار بنفسه منكوسا صار بقلبه مرفوعا . به خبر بازگرديم . چون مؤمنان سر از سجده بردارند حال منافقان بينند . ديگرباره سجده كنند خداى تعالى را سجدهء شكر . تا چنين گفته‌اند كه از بهر اين معنى را است كه ركوع يكى است و سجده دو ، كه اندر قيامت منافقان اندر حال ركوع كوژ نمايند . ركوع كردن [ مؤمنان ] اندر دنيا تبرا كردن است از نفاق ، و آن دو سجدهء مؤمن اندر نماز يكى خدمت به جاى آوردن است ، و ديگر شكر توفيق گزاردن است . ثم يضرب الصراط و هو جسر يمد على جهنم ادق من الشعر و احد من السيف و هو على طرفى الصراط كلابيب كانها حسك السعدان و الملائكة قيام على حافتى الصراط فيقولون رب سلم سلم ثم يقال لهم انجوا به قدر اعمالكم فمنهم كالطرف و منهم كالبرق و منهم كالريح المرسلة و منهم كالطير و منهم كالفرس