تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
مؤمن را اندر دوزخ خلود روا نباشد . درست [ شد ] كه هر چيزى كه آن عقوبت كفر است اندر آن جهان مؤمن را [ روا ] نباشد . و خداى تعالى محجوب گشتن كافران از خداوند خويش عقوبت كفر نهاد ، بايد كه مؤمن محجوب نباشد . نبينى كه مر كافر را گفت :
وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ .
و با مؤمن سخن گفت و كافر را گفت :
وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ .
و به مؤمن نظر كند . و نيز گفت :
وَ لا يُزَكِّيهِمْ .
و مؤمن را پاك كند و بستايد . « و قوله تعالى :
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ
، و جاءت الرواية بانها الرؤية » . و معنى اين آيت در اول ياد كرديم . و قال النبى عليه السلام [ انكم ] سترون ربكم كما ترون القمر ليلة البدر لا تضامون فى رؤيته . شيخ رحمه الله اندر كتاب خبر اين مقدار روايت كرده است ؛ و مر اين خبر را راويان بسياراند چون ابو سعيد خدرى و ابو هريره دوسى و غير ايشان رضى الله عنهم . و اول خبر آن است : قالت الصحابة يا رسول الله هل نرى ربنا [ يوم القيامة ] . « قال النبى انكم سترون ربكم [ يوم القيامة ] كما ترون القمر ليلة البدر » و از اينجا مراد تشبيه رؤيت بود به رؤيت ، يعنى همچنان‌كه مر ماه را ببينند بىحجاب ، خداى عز و جلّ را ببينند بىحجاب . مراد تشبيه مرأى به مرأى نيست ، از بهر آنكه ماه اندر مكان است و حق تعالى اندر مكان نيست . و ماه جسم است و خداى تعالى جسم نيست ؛ و ماه مدور است و خداى تعالى مدور نيست ؛ و ماه ملون است و خداى تعالى ملون نيست ؛ و ماه نور است و خداى تعالى نور نيست ؛ و ماه متحرك است و آفل است و خداى تعالى آفل و متحرك نيست ؛ و ماه رونده و آينده است و خداى تعالى آينده و رونده نيست ؛ و ماه كاهنده و فزاينده است و خداى تعالى كاهنده و فزاينده نيست ؛ و ماه محدث است و محدود است و خداى تعالى محدود نيست ؛ و ماه جماد است و خداى تعالى جماد نيست . پس درست شد كه از خبر مراد تشبيه مرأى به مرأى نيست ، و لكن مراد از خبر تشبيه رايى به رايى است . تا به بعضى روايتها چنين آورده‌اند : هل ترون القمر [ ليلة البدر ] ليس
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 389 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى